پس از فروپاشی جمهوری افغانستان، رهبران مخالف طالبان اقداماتی سیاسی و نظامی علیه حکومت طالبان از طریق ایجاد شوراها، احزاب سیاسی و جبهههای نظامی خارج از مرزهای افغانستان را آغاز کردند. از جمله سازمان های کلیدی که تأسیس شدند، میتوان به “شورای مقاومت ملی برای نجات افغانستان” اشاره کرد که اعضای تأثیرگذاری چون عطا محمد نور، عبدالرشید دوستم، محمد محقق و عبدالرب رسول سیاف را شامل میشود. سایر گروههای برجسته شامل “جبهه مقاومت ملی افغانستان (NRF)” به رهبری احمد مسعود، “جبهه آزادی افغانستان (AFF)” تحت رهبری یاسین ضیا، “جنبش ملی افغانستان برای صلح و عدالت” به رهبری حنیف اتمر و مسعود استانکزی و “حزب عدالت و آزادی افغانستان” به رهبری سرور دانش میباشند.
رهبران مخالف طالبان که در راس این پنج جریان قرار دارند، به طور کلی دو سیاست متضاد را پیش گرفته اند. “شورای مقاومت ملی برای نجات افغانستان”، مستقر در ترکیه، معتقد است که مذاکره و گفتوگو با حکومت طالبان از پیگیری راه حل نظامی مناسب تر است. به همین ترتیب، “جنبش ملی افغانستان برای صلح و عدالت” یا جنبش حنیف اتمر نیز به وضوح اعلام کرده است که جنگ راه حل نیست و هدف آن اجرای توافق دوحه برای آغاز گفتگو با حکومت طالبان تحت نظارت ایالات متحده است. از سوی دیگر، “جبهه مقاومت ملی افغانستان” و “جبهه آزادی” همانطور که از نام آنها پیداست به دنبال راه حل نظامی هستند.
دلایل بنیادی اختلافات میان رهبران ضد طالبان
اختلافات میان رهبران ضد طالبان در طول سه سال و نیم گذشته ادامه داشته و این اختلافات به طور کلی به دو بخش اصلی تقسیم میشوند.
- جنگ و مذاکره
یکی از تمایزات قابل توجه، همانطور که قبلاً اشاره شد، حول استراتژیهای مختلف برای برخورد با حکومت طالبان است. برخی جناحها از جنگ برای غلبه بر طالبان حمایت میکنند، در حالی که برخی دیگر که عمدتا از کهنه کاران عرصه افغانستان هستند، یا به عنوان رویکرد اصلی مذاکره و گفت و گو را پیشنهاد میدهند یا معتقدند که این تنها راه حل بحران افغانستان است. می توان استنباط کرد که مانع اصلی در تحقق وحدت میان این جناحهای مختلف، همین تفاوت در نگرش است.
- مسائل قومی، جغرافیایی و زبانی
بعد مهم دیگری از تفاوتها میان رهبران مخالف طالبان که هنوز به طور آشکار بیان نشده است اما در تاریخ افغانستان به شدت ریشه دارد، مربوط به مسائل قومی، جغرافیایی و زبانی است. بررسی دقیق ساختارهای سازمانی چهار گروه اصلی نشان میدهد که انگیزه اصلی پشت تشکیل آنها چیست. “شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان” عمدتاً از اعضای تاجیک، ازبک و هزاره تشکیل شده است. “جبهه مقاومت ملی افغانستان” و “جبهه آزادی” عمدتاً متمرکز بر تاجیکها هستند، در حالی که “جنبش ملی صلح و عدالت” به نمایندگی از پشتونها و “حزب عدالت و آزادی” عمدتاً از هزارهها است. هرچند که برخی نمایندگان از دیگر قومیتها در این سازمانها حضور دارند، تأثیر آنها آن قدر محدود است که می توان آن را نادیده گرفت.
- خودخواهی و انکار دیگران
رهبران ضد طالبان که در رأس این سازمان ها هستند، نه تنها نتواسته اند وحدت و همکاری را برقرار کنند، بلکه سازمان خود را به عنوان وسیله اصلی و تنها راه نجات افغانستان میدانند و معمولاً دیگر گروهها را نادیده میگیرند. چنین اظهاراتی به طور فزاینده ای در هفتههای اخیر آشکار شده است، به ویژه در کنفرانس های وین و کنفرانس امنیتی هرات.
پس از کنفرانس وین، احمد مسعود، رئیس “جبهه مقاومت ملی افغانستان”، اظهار داشت که با توجه به به شکست روند دوحه، روند وین تنها ابتکاری است که اعتماد و توجه مردم افغانستان را جلب کرده و تنها پلتفرم قابل قبولی برای دستیابی به صلح پایدار در افغانستان می باشد.
از سوی دیگر، اظهارنظرهای انتقادی از عطا محمد نور، عضو “شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان” در کنفرانس وین و کنفرانس امنیتی هرات نشان دهنده شدت اختلافات موجود است. وی در جلسه آنلاینی که به یاد خیر محمد خیرخواه و همکارانش که در مبارزه با طالبان جان باختند برگزار شد، اظهار داشت: “آیا کسانی که جنگ را ترویج میدهند و میگویند که تنها راه حل افغانستان در جنگ است، چرا باید فقط فرزندان فقرا مجبور به خونریزی و جنگ شوند؟ شما و فرزندانتان باید به خط مقدم بروید و فقط در آن صورت است که چنین دستورات توجیه پذیر خواهد بود.”
- اختلافات نظر در کنفرانس وین
در کنفرانس وین، مشخص شد که اختلافات قومی میان رهبران ضد طالبان یک موضوع برجسته است. تمرکز این نشست که بیشتر حول “جبهه مقاومت ملی افغانستان” و عمدتاً بر نمایندگان تاجیک متمرکز بود و تنها تعداد محدودی از نمایندگان پشتون تمایل به شرکت داشتند. در کنفرانس امسال روند وین، شخصیتهای برجسته پشتون که قبلاً شرکت کرده بودند، به وضوح غایب بودند.
حضور یاسین ضیا، رهبر “جبهه آزادی” نیز باعث شد توازن به سمت نمایندگی تاجیکها بیشتر شود. واکنشهای برخی رهبران پشتون پس از کنفرانس نشان میدهد که تنشهای قومی میان پشتونها و تاجیکها در چارچوب این روند وین تشدید شده است و این نشان می دهد که بدون تغییرات اساسی در دستور کار، شخصیت های برجسته پشتون در نشستهای آینده شرکت نخواهند کرد.
- چشمانداز آینده
در کنار اختلافات کهنه رهبران مخالف طالبان که مبتنی بر محور قومی، زبانی و جغرافیایی بود، اکنون چگونگی مواجهه با حکومت طالبان یا اختلاف بر سر انتخاب جنگ یا گفتگو محور جدید اختلاف شده است و این اختلاف از پشت درهای بسته به سطح آشکار رسیده است.
در فضایی که این اختلاف بنیادین بین رهبران مخالف طالبان و جریانها سر باز کرده است، امید به ایجاد ائتلاف بین مخالفان طالبان اندک است و اگر ائتلافی هم ایجاد شود، پایداری آن ائتلاف در هالهای از ابهام قرار دارد. در کنار این واقعیت، فاصله عمیق بین مطالبات این رهبران و سرسختی حکومت طالبان بحث مفصل دیگری است وضعیت را پیچیدهتر میکند. شاید به دلیل همین پیچیدگی اوضاع است که در شرایط موجود، در نظام بینالملل تلاشی برای مذاکرات بینافغانی صورت نمیگیرد و کشورهای منطقه به هم خوردن وضع موجود را سبب پیچیدهتر شدن اوضاع افغانستان و منطقه میدانند.
مطلبی از نشریه افغانستان ریوییو