افغانستان، کشوری برجسته در جنوب آسیا، در میان کشورهای مهم منطقه قرار گرفته و در تقاطع آسیای مرکزی جای دارد. این کشور با فرهنگ غنی، جغرافیای پیچیده و با روحیهای مقاومت شناخته میشود و اقوام مختلفی از جمله پشتونها (اکثریت)، تاجیکها، هزارهها و ازبکها را در برمیگیرد. با این حال، تاریخ این کشور با مداخلات خارجی و ظهور افراطگرایی در هم آمیخته است که چهرهی مدرن افغانستان را شکل داده است.
مداخلات خارجی و گسترش ترور
تهاجمهای خارجی، بهویژه اشغال افغانستان توسط شوروی و سپس حمله آمریکا، زمینه را برای گسترش تروریسم و بیثباتی دائمی فراهم کرد.
این تهاجمها افغانستان را به کشوری ناامن تبدیل کردند و احساس آسیبپذیری شدیدی را در میان مردم این کشور ایجاد کردند.
ایالات متحده که خود را بهعنوان مدافع صلح جهانی معرفی میکرد، تلاش نمود تا شبکههای تروریستی را در افغانستان از بین ببرد، اما در نهایت به اشتباهات راهبردی و درگیریهای طولانیمدت منجر شد.
تاریخچه مداخلات و تأثیر آن بر افغانستان
افغانستان در طول تاریخ، شاهد جنگهای متعددی بوده است، از جمله سه جنگ انگلیس و افغانستان که به ترتیب در ۱۸۳۸-۱۸۴۲، ۱۸۷۸-۱۸۸۰ و ۱۹۱۹ رخ دادند.
این جنگها به شکست بریتانیا و تأسیس افغانستان بهعنوان یک کشور مستقل بر اساس معاهده راولپندی منجر شد.
جنگ شوروی-افغانستان نیز نقش مهمی در شکلگیری ژئوپلیتیک این کشور داشت. انقلاب ثور ۱۹۷۸ حکومت داوود خان را سرنگون کرد و حکومت کمونیستی را بر سر کار آورد که باعث حمله شوروی در سال ۱۹۷۹ برای حمایت از این رژیم شد.
ایالات متحده و پاکستان از مجاهدین افغان در جنگ با شوروی حمایت کردند. پاکستان بهویژه متهم است که هم از نظر نظامی و هم مالی از طالبان پشتیبانی کرده و به بیثباتی منطقهای دامن زده است.
دورههای تاریخی مهم در افغانستان
دهه ۱۹۸۰: دوران جهاد
شوروی در سال ۱۹۷۹ برای حفظ نفوذ خود در منطقه به افغانستان حمله کرد.
آمریکا و پاکستان، مجاهدین افغان را از نظر مالی و نظامی حمایت کردند.
این جنگ، شوروی را ضعیف کرد و در نهایت به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و یکقطبی شدن جهان با تسلط آمریکا انجامید.
دهه ۱۹۹۰: ظهور طالبان
پس از خروج شوروی، یک خلأ قدرت ایجاد شد که به جنگ داخلی میان گروههای مختلف منجر شد.
جناحهای مختلفی مانند حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و جنبش ملی اسلامی عبدالرشید دوستم برای تسلط بر حکومت جنگیدند.
طالبان در میانه دهه ۱۹۹۰ از قندهار ظهور کرد و با هدف برقراری نظم و اجرای شریعت اسلامی به سرعت حمایت گستردهای به دست آورد.
طالبان و بن لادن
اسامه بن لادن پس از اخراج از عربستان سعودی به افغانستان بازگشت و با طالبان متحد شد.
ایدئولوژی افراطی بن لادن به خصوص در ارتباط با فلسطین، باعث خصومت او با غرب شد و در نهایت حملات به سفارتهای آمریکا در نایروبی و دارالسلام را سازماندهی کرد.
آمریکا در پاسخ، با استفاده از موشکهای کروز اردوگاههای القاعده در افغانستان را هدف قرار داد.
حمله آمریکا و خروج از افغانستان
حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، سیاستهای جهانی را تغییر داد و به حمله آمریکا به افغانستان در ۶ دسامبر ۲۰۰۶ منجر شد.
آمریکا برای بیش از دو دهه کنترل حداکثری بر افغانستان داشت، اما در نهایت در سال ۲۰۲۲ از افغانستان خارج شد و ادعا کرد که اهداف خود را محقق کرده است.
با این حال، این مداخله به ایجاد هرج و مرج در جنوب آسیا و تثبیت طالبان بهعنوان یک نیروی مستمر تروریستی منجر شد.
اهداف پنهان آمریکا در افغانستان
برخی تحلیلگران معتقدند که یکی از اهداف اصلی آمریکا در افغانستان، تضعیف چین و ضربه زدن به طرح «کریدور اقتصادی چین-پاکستان» (CPEC) بود.
ایالات متحده با ایجاد عاملی همچون طالبان، تلاش کرد کنترل ژئوپلیتیکی بر منطقه داشته باشد و چین را در موقعیتی آسیبپذیر قرار دهد.
نتیجهگیری
افغانستان محصول دههها مداخلات خارجی، جنگها و ظهور گروههای افراطی است که توسط بازیگران مختلف منطقهای و بینالمللی تقویت شدهاند.
سیاستهای آمریکا نهتنها باعث افزایش هرج و مرج در منطقه شد، بلکه یک صنعت تروریستی مداوم را به وجود آورد.
ایالات متحده افغانستان را برای اهداف راهبردی خود به کار گرفت، اما این راهبرد به ایجاد بیثباتی گستردهتر در منطقه منجر شد.
مطلبی از نشریه مدرن دیپلماسی