بندر چابهار و سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به جنوب آسیا

رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در تاریخ ۶ فبروری دستور را امضا کرد که خواستار لغو تمامی معافیت‌های تحریمی علیه ایران از جمله معافیت‌هایی است که بندر چابهار را تحت پوشش قرار می‌دهد. توسعه آینده بندر چابهار ممکن است به دلیل تغییرات سیاست ایالات متحده که تأثیراتی بر تأمین مالی هند در این زمینه خواهد داشت، دچار مشکلاتی شود. هند از بندر چابهار به عنوان زیرساختی حیاتی برای تقویت قدرت منطقه‌ای خود و کاهش وابستگی تجاری به پاکستان برای تجارت از طریق افغانستان و عبور از کشورهای آسیای مرکزی نگاه می‌کرد.

موقعیت استراتژیک این بندر ایرانی به هند این امکان را می‌داد که به طور مستقیم کالاها را از طریق خاک افغانستان صادر کند، که سپس به کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی خدمت‌رسانی می‌کرد. دولت هند با توسعه بندر چابهار به عنوان بخشی از طرح گسترده خود برای تسلط بر منطقه، اقدام کرد. رهبران هند تصمیم سیاسی گرفتند که برای رسیدن به جایگاه قدرت غالب در افغانستان، پاکستان را دور بزنند و در مقابل گسترش منطقه‌ای چین ایستادگی کنند.

تصمیم ایالات متحده برای پایان دادن به معافیت‌های تحریمی برای بندر چابهار مشکلات جدی برای طرح‌های استراتژیک منطقه‌ای هند ایجاد می‌کند، زیرا با تغییرات سیاست ایالات متحده در تحریم‌ها، اهمیت استراتژیک بندر چابهار کاهش می‌یابد. سرمایه‌گذاری هند در چابهار به دلیل وضعیت‌های ژئوپلیتیکی غیرقابل پیش‌بینی با خطر روبرو است، زیرا مسیرهای تجاری دائمی نیازمند ترتیبات سیاسی قابل اعتماد هستند. هند باید شرایط سرمایه‌گذاری خود در ایران را در چارچوب اجرای تحریم‌های ایالات متحده مشخص کند، زیرا واشنگتن در حال آماده‌سازی محدودیت‌های مالی است که ممکن است بر هند تأثیر بگذارد.

هند میلیاردها دالر سرمایه‌گذاری کرده است تا چابهار را به عنوان یک گذرگاه مستقیم از پاکستان به افغانستان ایجاد کند. این پروژه اکنون به شدت به شرایط نامشخص و ناپایدار سیاسی وابسته است. افشاگری ایالات متحده نشان می‌دهد که مبنای ضعیف‌تری پشت اهداف استراتژیک هند در توسعه بندر چابهار وجود دارد.

دولت افغانستان از بندر چابهار به عنوان جایگزینی برای مسیر تجاری پاکستان حمایت می‌کند، اما در موقعیت دشواری قرار دارد. وضعیت نامطمئن پیرامون بندر چابهار باعث می‌شود افغانستان نیاز به بازنگری در اتحادیه‌های استراتژیک خود داشته باشد و هند را به عنوان شریک کلیدی منطقه‌ای خود در نظر بگیرد. رهبران افغان اکنون باید اولویت‌های استراتژیک خود را پس از تصمیم ایالات متحده برای پایان دادن به معافیت سرمایه‌گذاری هند در بندر چابهار بازنگری کنند. برنامه استراتژیک مشارکت افغانستان در چابهار در ابتدا چشم‌اندازهای امیدوارکننده‌ای داشت، اما به جای تثبیت آن به عنوان یک تعهد پایدار و دائمی، تحولات اخیر در روابط بین‌الملل باعث شده است که هند نتواند از تحولات سیاسی با اعمال قدرت اقتصادی و سیاسی خود در افغانستان جلوگیری کند. توسعه منطقه‌ای کنونی نشان می‌دهد که افغانستان بیشترین منافع خود را با ایجاد اتحادیه‌های قوی‌تر با پاکستان خواهد داشت، زیرا پاکستان تنها مسیر قابل اعتماد افغانستان برای دسترسی به بازارهای جهانی را فراهم می‌کند.

ابتکارهای ارتباطی میان هند و افغانستان همچنان نامشخص است، در حالی که پاکستان موقعیت خود را به طور محکم تثبیت کرده است. تحریم‌های بین‌المللی هیچ تأثیری بر پروژه‌های تجاری CPEC ندارند، زیرا پاکستان مجوزهای جایگزینی برای ادامه توسعه از طریق این ابتکار دریافت کرده است. توسعه CPEC پاکستان را به عنوان یک مرکز تجاری استراتژیک منطقه‌ای قرار می‌دهد که به عملیات تجاری چین اجازه می‌دهد از طریق دریای عربی از بندر گوادار عبور کند.

هند در تلاش است تا تسلط منطقه‌ای خود را از طریق طرح‌های ارتباطی حفظ کند. رد درخواست ایالات متحده برای معافیت از تحریم‌ها به معنای این است که سرمایه‌گذاری قابل توجه هند در این پروژه در معرض شرایط خطرناک و ساختارهای ناپایدار قرار دارد. ضعف‌های استراتژیک رویکرد سیاسی هند زمانی آشکار می‌شود که بی‌ثباتی سیاسی و تغییرات در روابط بین‌الملل ظاهر می‌شود.

پویایی های قدرت جهانی نشان می‌دهد که گسترش تجارت منطقه‌ای دائمی و سیستم‌های ارتباطی نیاز به تفکر استراتژیک مداوم دارد، نه روحیه‌های سیاسی موقتی. هند تصمیم به سرمایه‌گذاری در چابهار گرفته است، اما پاکستان به توسعه پایدار زیرساخت‌های خود ادامه داده و بهترین انتخاب به عنوان پلتفرم تجاری اصلی منطقه است. موانع پیش‌روی تجارت هند در نهایت فرصت‌هایی را برای پاکستان ایجاد می‌کند تا موقعیت پیشتاز خود را به عنوان بندر تجاری اصلی جنوب آسیا تثبیت کند.

مطلبی از نشریه اوراسیا ریوو 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امان الله هوتکی تحلیلگر مسائل سیاسی: جبهه به‌اصطلاح مقاومت، صرفاً گروهی از قاچاقبران، آدم‌ربایان و مقام‌های فاسد پنجشیری است که در دوران جمهوری، اموال مردم را غارت می‌کردند. همین افراد طالبان را قوم‌گرا می‌خوانند، در حالی که تمام تشکیلات خودشان بر پایه تعصب قومی بنا شده است. این گروه تحت نام مقاومت، در واقع جاسوسان بیگانگان هستند.
آرین یون نماینده پیشین پارلمان: زلنسکی دقیقاً به سرنوشتی دچار شده است که ما شدیم. فرمانده اعلی قوای ما، رئیس‌جمهور غنی نیز به ما می‌گفت که هیچ شکی در نیت آمریکا نداشته باشید. پیشنهاد ما این بود که از دامن آمریکا رها شویم و مذاکرات واقعی با طالبان آغاز گردد، اما رئیس‌جمهور تأکید داشت که آمریکا از او حمایت می‌کند...
عبدالسلام ضعیف از بنیانگذاران امارت اسلامی: هر چیزی که می‌تواند باعث نابودی و شکست یک قوم یا جامعه بزرگ شود، اختلاف و نفاق است. پایه‌های وحدت همیشه مستحکم هستند و می‌توانند در برابر هر نوع فشار مقاومت کنند. دشمن همواره راه نفوذ به این چارچوب را در تفرقه جستجو می‌کند تا به هدف خود برسد.
به اوکراین گفتند عضو ناتو شود تا امنیتش را تضمین کنیم. اوکراین که درخواست عضویت داد و جنگ شد، شرق سرزمینش را به روسیه بخشیدند و معادنش را بالا کشیدند، رییس جمهورش را هم با خفت هر چه تمام، از کاخ سفید بیرون انداختند. این یکی از عجیب ترین فریب‌های تاریخ روابط بین‌الملل بود.
همان روزی که ناچار شد امضای خروج خفت‌بار خود از افغانستان را ثبت کند، پس از بیست سال اشغالی که با مقاومتی استوار و تسلیم‌ناپذیر روبه‌رو شد. توافق دوحه فقط یک سند نبود، بلکه گواهی بر شکست بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در برابر اراده‌ی ملتی بود که سر خم نکرد.
تصویری از مزار شهید سیدحسن نصرالله
قبلی
بعدی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x