اقدام دیپلماتیک در سطح بالا زمانی رخ داد که ویکرام میسری، معاون وزیر امور خارجه هند، اخیراً در دبی با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان، دیدار کرد. این نخستین دیدار در نوع خود از زمان تسلط طالبان در سال ۲۰۲۱ بود و نشانهای از تعهد هند به بازگشت به صحنه افغانستان و بازنگری در سیاست منطقهای خود محسوب می شود. دو طرف همچنین در مورد گسترش روابط دوجانبه، دسترسی به آسیای مرکزی و افزایش تجارت از طریق بندر چابهار ایران – به عنوان گزینهای مستقل از پاکستان – گفتوگو کردند. طالبان با معرفی هند بهعنوان «یک شریک منطقهای مهم»، بر همکاری اقتصادی با این کشور علی رغم پیچیدگی های سیاسی در افغانستان تأکید کرد.
بازگشت هند به افغانستان چندجانبه است. این در حالی رخ میدهد که دهلی نو در جنوب آسیا با چالشهایی مواجه شده و نفوذ خود را در کشورهایی مانند نپال، بوتان، مالدیو و اخیراً بنگلادش کاهش یافته می بیند. اما تلاش هند برای برقراری روابط با افغانستان صرفاً یک رقابت محلی نیست، بلکه بخشی از راهبرد گسترده تر آن برای مقابله با نفوذ فزاینده چین در منطقه محسوب میشود. توسعه روابط هند و افغانستان نه تنها برای پاکستان بلکه برای چین نیز نگرانکننده می باشد. حضور رو به رشد هند در افغانستان، به ویژه با توجه به وخامت روابط میان پاکستان و کابل، تهدیدی برای منافع چین در منطقه به شمار می آید، موضوعی که حمله اخیر به شهروندان چینی در افغانستان نیز آن را تأیید می کند.
هند در دو دهه گذشته سرمایه گذاریهای چشمگیری در افغانستان انجام داده است، از جمله پروژه های انکشافی که برای آن محبوبیت گسترده ای به ویژه در میان جوامع غیرپشتون افغانستان به ارمغان آورده است. این کشور بیش از ۵۰۰ پروژه را در افغانستان اجرا کرده که شامل زیرساخت های حیاتی مانند جاده ها، خطوط برق، سدها و بیمارستان ها و همچنین ساخت ساختمان پارلمان افغانستان بوده است. هند همچنین نزدیک به ۳۰,۰۰۰ بورسیه تحصیلی به دانشجویان افغان اعطا کرده و اخیراً نیز از دانشجویان افغان برای تحصیل در برنامه های لیسانس و ماستری در دانشگاه های خود در سال تحصیلی ۲۰۲۴-۲۰۲۵ دعوت کرده است. این سرمایهگذاری بیش از ۳ میلیارد دالری، نشانگر تعهد بلندمدت هند به توسعه افغانستان است.
یکی از دلایل اصلی افزایش علاقه هند به افغانستان، کاهش اتحاد میان پاکستان و طالبان افغانستان است.
پاکستان سالها از میزبانی طالبان افغانستان از اعضای تحریک طالبان پاکستان (TTP) شکایت داشته و خودداری طالبان از قطع روابط با این گروه، باعث ایجاد تنش میان دو کشور شده است. اقدامات اخیر پاکستان، مانند اخراج پناهجویان افغان و حملات نظامی علیه نیروهای افراطی تحریک طالبان پاکستان که در افغانستان پناه گرفته اند، به این تنش ها دامن زده است. در نتیجه، پاکستان در وضعیتی قرار گرفته که ابزارهایش برای تعامل با افغانستان به سرعت کاهش یافته است. هند از این فرصت استفاده کرده و روابط خود را با حکومت موقت طالبان تقویت کرده، در حالی که پاکستان در موقعیت ضعیفی قرار دارد. تمایل طالبان به مذاکره با هند و موضع ضعیف پاکستان، موجب شده که دهلی نو فرصت بیشتری برای افزایش نفوذ خود در افغانستان داشته باشد. مذاکرات اخیر در دبی و وعدههای پیگیری اقدامات دیپلماتیک، نشانه ای از تغییرات در روابط منطقه ای است که می تواند مشارکت های تاریخی را بازتعریف کند و به تجدید قدرت سازمان در سراسر جنوب آسیا منجر شود.
نگرانی پاکستان و چین
حضور رو به رشد هند در افغانستان برای پاکستان و چین نگرانی جدی به شمار میآید.
چین سرمایه گذاری های گسترده ای در افغانستان انجام داده، از جمله در بخشهای استخراج معادن و زیرساخت ها، و افغانستان را بهعنوان بخشی از سیاست خود در طرح «یک کمربند، یک جاده» (BRI) در نظر گرفته است. نزدیکی هند و افغانستان میتواند برای چین چالشی راهبردی در این کشور باشد، زیرا رقابت برای حضور منطقه ای شدت گرفته است. چین به امنیت سرمایهگذاری های خود و امنیت شهروندانش در افغانستان اهمیت می دهد، چنان که حمله اخیر به کارگران چینی نشان دهنده وضعیت ناپایدار امنیتی این کشور است.
برای مهار این وضعیت، پکن میتواند سیاست خود در قبال کابل را متعادل تر کند تا همکاری های نزدیک تری با پاکستان در راستای تأمین منافع چینی ایجاد شود. اقدام مشترک چین و پاکستان می تواند بر مقابله با نفوذ روزافزون هند در افغانستان متمرکز شود. این دو کشور، همراه با سایر بازیگران منطقه ای مانند ترکیه، می توانند با اعمال فشار دیپلماتیک بر طالبان، آن ها را وادار کنند که اجازه ندهند خاک افغانستان به پایگاهی برای گروههای تروریستی که تهدیدی برای ثبات منطقه ای محسوب می شوند، تبدیل شود.
پاکستان نیز باید راهبرد خود را تغییر دهد. از آنجا که طالبان افغانستان محدودیتی برای فعالیت تحریک طالبان پاکستان (TTP) قائل نیست، نگرانی های امنیتی پاکستان نادیده گرفته شده است. سیاست پاکستان در مورد بازگرداندن پناهجویان افغان در سال ۲۰۲۵ می تواند بهعنوان اهرم فشاری علیه افغانستان استفاده شود تا مانع از اقدامات خصمانه، به ویژه در زمینه تروریسم، شود. با این حال، چنین اقدامی خطر افزایش تنش با کابل و انزوای بیشتر پاکستان در صحنه بین المللی را نیز در پی دارد.
برای مهار نفوذ فزاینده هند، چین و پاکستان باید سیاستی فعال و هماهنگ اتخاذ کنند. آنها باید از طریق تلاش های دیپلماتیک و تبادل اطلاعات امنیتی، از افغانستان دعوت به همکاری کنند. همچنین، اجرای ابتکارات امنیتی هماهنگ در زمینه مبارزه با گروه های تروریستی مستقر در افغانستان، نه تنها به تأمین ثبات منطقه ای کمک می کند، بلکه از منافع پاکستان و چین نیز محافظت خواهد کرد.
ژئوپلیتیک منطقه ای در حال تغییر
تغییر در روابط افغانستان و هند نشانگر ورود به دوره ای جدید در ژئوپلیتیک جنوب آسیا است که فراتر از مرزهای افغانستان طنین انداز خواهد شد.
هند با تلاش برای بازیابی موقعیت رهبری منطقه ای خود و مقابله با نفوذ چین در افغانستان، در حال تبدیل شدن به یک بازیگر مهم در سیاست های قدرت منطقه ای است. چین و پاکستان ناچار خواهند شد تا راهبرد خود در قبال افغانستان را تغییر داده و به سمت همکاری بیشتر در زمینه تأمین امنیت و منافع مشترک خود حرکت کنند. با ادامه وابستگی افغانستان به طالبان، سیاست منطقه ای همچنان در حال تحول خواهد بود.
حرکت استراتژیک هند به سمت افغانستان، تلاشی برای سازگاری با تغییرات زمانه است، در حالی که برای پاکستان و چین، مسئله حفظ تعادل در معادلات برای تأمین منافع خود و دستیابی به صلح پایدار در بلند مدت مطرح است. ماهها و سالهای پیش رو سرنوشت ساز خواهند بود و مشخص خواهند کرد که آیا نفوذ فزاینده هند در افغانستان نقشه ژئوپلیتیکی منطقه را تغییر خواهد داد یا تنشهای جدیدی میان بازیگران منطقه ای ایجاد خواهد کرد.