ترور حامدالحق و جنگ پنهان دولت سایه پاکستان همراه با طالبان افغانستانی

در پی ماجرای گروگان ‌گیری در قطار جعفر اکسپرس و افزایش حملات علیه نیروهای امنیتی این کشور در بلوچستان و خیبر پختونخوا ضربه‌ ای شدید به اعتبار حکومت پاکستان وارد کرد، پاکستان تلاش دارد خود را قربانی گروه‌ های تروریستی معرفی کند. اما واقعیت این است که دولت سایه پاکستان سال ‌ها افغانستان را هدف قرار داده و اکنون با پیامدهای آن روبه ‌رو است.

در ۲۸ فبروری ۲۰۲۵، پاکستان شاهد حمله ‌ای دیگر بود که تلفات و خسارات زیادی به بار آورد. یک بم ب‌گذاری انتحاری منجر به کشته شدن شش نفر و زخمی شدن ۲۰ نفر دیگر شد. اما چیزی که این حمله را متمایز می‌کند، موقعیت جغرافیایی و هدف آن در چارچوب خشونت‌ های شورشی و سیاست منطقه ‌ای پاکستان است. حمله انتحاری مولانا حامدالحق، رهبر جامعه دارالعلوم حقانیه را هدف قرار داد و کشته شد. عدم پذیرش مسئولیت این حمله از سوی هیچ گروه تروریستی یا فرقه ‌ای، گمانه ‌زنی‌هایی را درباره دخالت احتمالی دولت سایه پاکستان برانگیخته است. این موضوع در بحبوحه افزایش شکاف بین حکومت پاکستان و طالبان افغانستان اهمیت ویژه ‌ای پیدا می‌ کند.

چرا باید درباره دخالت احتمالی سازمان استخبارات ارتش پاکستان (ISI) در این ترور گمانه ‌زنی کرد؟ دلیل آن به رابطه تاریخی و دیرینه بین دارالعلوم حقانیه و شبکه‌ های جهادی بازمی ‌گردد که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون، بخشی از استراتژی امنیتی پاکستان بوده ‌اند. ارتباط ایدئولوژیک و عملی خاندان حقانی در پرورش شبکه ‌های تروریستی، به جنگ افغانستان علیه اشغال شوروی برمی ‌گردد؛ زمانی که پاکستان تحت رهبری ژنرال ضیاءالحق، به عنوان معمار اصلی شورش‌ های ضد کمونیستی در افغانستان شناخته می‌ شد و آن را در چارچوب جهاد تعریف می‌ کرد.

این مدرسه در سال ۱۹۷۴ توسط مولانا عبدالحق در شهر اکوره ختک، واقع در ایالت خیبر پختونخوا پاکستان تأسیس شد. دارالعلوم حقانیه از مکتب حنفی – دیوبندی پیروی می ‌کند که در میان پشتون‌ های دو سوی خط دیورند طرفداران زیادی دارد. در دهه ۱۹۸۰، این مدرسه به یکی از مراکز اصلی برای آموزش عقیدتی پناهجویان افغان و تروریست‌ های خارجی تبدیل شد و به طور کامل با اهداف ژئواستراتژیک پاکستان، یعنی پرورش و تسلیح گروه‌ های جهادی همسو بود. همین نقش کلیدی باعث شد که این مرکز به عنوان “دانشگاه جهاد” شناخته شود.

پس از عقب‌نشینی شوروی از افغانستان، پاکستان نیروهای جهادی آموزش ‌دیده را به سایر جبهه‌های جنگی، به ‌ویژه کشمیر، اعزام کرد تا علیه هند بجنگند. اما مهم‌تر از همه، این مدرسه تأثیر ایدئولوژیک و عملی عمیقی بر شبکه حقانی داشته است که یکی از قدرتمندترین شاخه ‌های طالبان افغانستان محسوب می ‌شود.

ترور حامدالحق و درگیری ‌های درون ‌سازمانی پاکستان

مولانا حامدالحق پس از ترور پدرش، مولانا سمیع‌الحق، در سال ۲۰۱۸ رهبری دارالعلوم حقانیه را بر عهده گرفت. سمیع‌الحق که به “پدر طالبان” معروف بود، یک ایدئولوگ جهادی تأثیرگذار و یکی از رابط‌ های اصلی بین حکومت پاکستان و شبکه ‌های جهادی به شمار می ‌رفت. او در سال ۲۰۱۸ در منطقه بحریه راولپندی، که یکی از مناطق فوق امنیتی و محل استقرار مقر ارتش پاکستان است، به طرز مرموزی به قتل رسید.

تحقیقات درباره این ترور تاکنون هیچ نتیجه ‌ای نداشته و مقامات پاکستانی نتوانسته ‌اند قاتلان را شناسایی کنند. همین موضوع باعث شده که گمانه ‌زنی‌ هایی درباره نقش عوامل حکومتی در این قتل مطرح شود، چرا که او یک رابط مهم میان ارتش پاکستان و طالبان افغانستان بود.

آخرین سخنرانی حامدالحق قبل از ترور، احتمال ارتباط دولت پاکستان با قتل او را تقویت می‌ کند. او در این خطبه، ارتش و سازمان اطلاعات پاکستان را به راه‌ اندازی “کمپین دروغ ‌پردازی علیه طالبان” متهم کرد. او با لحنی چالش‌برانگیز گفت:

“ما از شهادت نمی‌ هراسیم. ما کاملاً از نیت‌ های پلید شما علیه خود آگاهیم. اگر حامد شهید شود، آن را افتخاری بزرگ در پیشگاه خداوند و پیامبرش (ص) خواهد دانست.”

او همچنین با اشاره به جنایات ارتش پاکستان گفت:

“من هرگز خون کودکانمان را که توسط ارتش و استخبارات پاکستان ریخته شد، نخواهم بخشید، همان ‌طور که ترور مولانا سمیع‌الحق را نخواهم بخشید.”

نتیجه‌گیری

ترور حامدالحق ممکن است بخشی از یک عملیات داخلی برای اعمال فشار بر طالبان افغانستان باشد. واکنش طالبان به این ترور نیز نشان ‌دهنده حساسیت بالای آن است. طالبان افغانستان به طور رسمی این قتل را محکوم کردند و داعش شاخه خراسان (ISKP) را عامل احتمالی معرفی اما پاکستان را به استفاده از این گروه به عنوان یک “پوشش” متهم نمود.

در این زمینه، پاکستان ممکن است با اجرای چنین حملاتی، به دنبال تضعیف روحیه و ایجاد نفاق در صفوف طالبان باشد، اما چنین اقداماتی به پیچیدگی ‌های بیشتر در روابط اسلام‌آباد و کابل منجر خواهد شد. این حادثه همچنین نشان می‌ دهد که چگونه دولت سایه پاکستان، با استفاده از نهادهای مذهبی و رهبران دینی، اهداف ژئواستراتژیک خود را در منطقه دنبال می ‌کند.

مطلبی از نشریه نیوز 18

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امان الله هوتکی تحلیلگر مسائل سیاسی: جبهه به‌اصطلاح مقاومت، صرفاً گروهی از قاچاقبران، آدم‌ربایان و مقام‌های فاسد پنجشیری است که در دوران جمهوری، اموال مردم را غارت می‌کردند. همین افراد طالبان را قوم‌گرا می‌خوانند، در حالی که تمام تشکیلات خودشان بر پایه تعصب قومی بنا شده است. این گروه تحت نام مقاومت، در واقع جاسوسان بیگانگان هستند.
آرین یون نماینده پیشین پارلمان: زلنسکی دقیقاً به سرنوشتی دچار شده است که ما شدیم. فرمانده اعلی قوای ما، رئیس‌جمهور غنی نیز به ما می‌گفت که هیچ شکی در نیت آمریکا نداشته باشید. پیشنهاد ما این بود که از دامن آمریکا رها شویم و مذاکرات واقعی با طالبان آغاز گردد، اما رئیس‌جمهور تأکید داشت که آمریکا از او حمایت می‌کند...
عبدالسلام ضعیف از بنیانگذاران امارت اسلامی: هر چیزی که می‌تواند باعث نابودی و شکست یک قوم یا جامعه بزرگ شود، اختلاف و نفاق است. پایه‌های وحدت همیشه مستحکم هستند و می‌توانند در برابر هر نوع فشار مقاومت کنند. دشمن همواره راه نفوذ به این چارچوب را در تفرقه جستجو می‌کند تا به هدف خود برسد.
به اوکراین گفتند عضو ناتو شود تا امنیتش را تضمین کنیم. اوکراین که درخواست عضویت داد و جنگ شد، شرق سرزمینش را به روسیه بخشیدند و معادنش را بالا کشیدند، رییس جمهورش را هم با خفت هر چه تمام، از کاخ سفید بیرون انداختند. این یکی از عجیب ترین فریب‌های تاریخ روابط بین‌الملل بود.
همان روزی که ناچار شد امضای خروج خفت‌بار خود از افغانستان را ثبت کند، پس از بیست سال اشغالی که با مقاومتی استوار و تسلیم‌ناپذیر روبه‌رو شد. توافق دوحه فقط یک سند نبود، بلکه گواهی بر شکست بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در برابر اراده‌ی ملتی بود که سر خم نکرد.
تصویری از مزار شهید سیدحسن نصرالله
قبلی
بعدی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x