نزدیک به چهار سال از سقوط نظام جمهوریت در افغانستان و فرار اکثریت یا تمامی مخالفان به کشورهای خارجی می گذرد، اما هنوز هم از سوی برخی افراد معلوم الحال، شایعات و زمزمههایی در مورد بردن وضعیت کنونی کشور به سمتی نامعلوم شنیده میشود. این افراد با پخش تبلیغات منفی علیه وضعیت کنونی و ایجاد فضای جنجالی در رسانهها، سعی در مسموم سازی افکار عمومی دارند.
با آنکه حکومت سرپرست افغانستان هنوز از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته نشده، برخی مخالفان فکر می کنند که هنوز هم فرصتی کوچک و امیدی باقی مانده است. آنان گمان می کنند که می توانند خود را مطرح و با سخنان بیهوده، هرچند به مقدار کم، تأثیر منفی بر تحولات جاری بگذارند.
شکی نیست که پیوستن به افراد نادرست و انتخاب مسیر غلط، ذهن این افراد را به خیالات واهی مشغول کرده است. به نظر میرسد که تنها ظاهر شدن در رسانهها برای آنها این امید را ایجاد می کند که هنوز فرصتی دارند. آنها با نگاه های ناامیدانه و جملات دوپهلو، تلاش می کنند راهی برای بازگشت بیابند.
اما اگر حقیقت را نادیده نگیریم، همان رهبران مخالف که هنگام سقوط نظام در صف اول فرار بودند و در نیمه شب سوار بر هواپیماها از آسمان افغانستان گریختند و به حامیان و هواداران خود پشت کردند، اکنون در صف اول تبلیغات و توطئه چینی ها قرار دارند. آنها تلاش میکنند که مردم را تحریک کرده و فضای ناآرامی را ایجاد کنند.
این مخالفان هنوز هم گمان می کنند که امیدشان زنده است، دوباره به کشور بازخواهند گشت و آرزوهایی را که برای مدت طولانی در ذهن داشتند، یک بار دیگر به واقعیت تلخی در تاریخ افغانستان تبدیل خواهند کرد. اما در حقیقت، خودشان خوب می دانند که این تنها یک خیال است و هرگز به حقیقت نخواهد پیوست.
از سوی دیگر، مخالفانی که در ردههای دوم و سوم قرار دارند و اکنون احساس رهایی از زنجیر بردگی میکنند، سعی دارند توجه رسانهها را به خود جلب کنند. آنها پرده از تجربه های شنیده و دیده شده خود برداشته و داستان هایی از فساد، قدرت طلبی و ظلم رهبران خود را افشا می کنند و نشان می دهند که چگونه از قدرت خود علیه ملت و کشور سوءاستفاده کردند.
آنها فکر می کنند که موضعگیری علیه اربابان پیشین شان میتواند خیانت های گذشته شان را بپوشاند و خود را مستقل نشان دهند. این افراد تلاش می کنند که برای خود موضعی مستقل ایجاد کرده، توجه خارجیها را جلب کنند و از طریق دروغ و فریب، برای خود فرصت جدیدی بسازند. آنها چنین می پندارند که میدان برایشان خالی شده و می توانند با حمایت خارجی ها به قدرت برسند.
اما آنها نمی دانند که ریسمانی که چنگ زدهاند، پاره خواهد شد و هر دری که میکوبند، بسته خواهد ماند. تاریخ آنها را بهعنوان دشمنان و خائنان کشور ثبت کرده و هر قدر هم که تلاش کنند، باز هم نخواهند توانست لکه ننگ خیانت هایشان را پاک نمایند.
مطلبی از نشریه هندوکش غز