مطلبی از نشریه هندوکش غږ، جوامع، دولتها و اشخاصی که به خارجیها تکیه میکنند، چه در زمینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی و چه در زمینه فرهنگی، گاهی اوقات منافع کوتاهمدتی دارند، اما قطعا با پیامدهای بدی روبرو خواهند شد. حکومتهایی که به خارجیها متکی هستند، نمیتوانند تصمیمات مستقل بگیرند و این کشورها تحت نفوذ قدرتهای خارجی قرار میگیرند، زمانی که اتکای یک کشور به کشورهای دیگر باشد، همان کشور و ملتها تابع و شکار استراتژیهای بیگانگان میشوند. هر زمان که خارجیها منافع خود را به دست آورند، حامیان خود را رها میکنند. تاریخ شاهد است که رهبران و نظامهای متکی به خارجیها در نهایت شکست خوردهاند.
رفتن زلنسکی به کاخ سفید یک اتفاق تصادفی و تکاندهنده بود، مردم اوکراین اکنون باید فهمیده باشند که ما میجنگیدیم یا جنگانده میشدیم؛ در دوران حکومت بایدن زلنسکی گمان میکرد که بخشی از سیاست آمریکا نیست و جهان نیز او را تشویق میکرد و لقبهای رئیسجمهور مستقل و خودکفا را به او میداد، اما در حقیقت اینطور نبود، زلنسکی بخشی از سیاست آمریکا بود، مورد استفاده قرار گرفت و از صحنه حذف خواهد شد؛ جهان نیز در مورد سرنوشت اوکراین سکوت اختیار کرده است.
بهویژه نظامهایی که به آمریکا تکیه کردهاند، همواره با پیامدهای بدی روبرو شدهاند. آمریکا اغلب اوقات از نظامها برای منافع و اهداف استراتژیک خود استفاده میکند، اما زمانی که منافعش به پایان میرسد متحدان خود را با بحرانها تنها میگذارد و به صراحت به آنها میگوید که ما دیگر میرویم، شما و کارتان را خودتان میدانید، این مشکلات داخلی شما هستند و حل آنها به شما مربوط است.
تاریخ تکرار میشود، هیچگاه خارجیها به وعدههای خود پایبند نبودهاند، حکومتهای افغانستانی که به حمایت اتحاد جماهیر شوروی تکیه داشتند، به همراه شوروی سقوط کردند. اشرف غنی که فکر میکرد آمریکا همیشه با او خواهد بود، در چند ساعت نظامش سقوط کرد. زمانی که یک حکومت بر حمایت خارجیها استوار باشد، مردم آن را حکومت خود نمیدانند، بلکه آن را اجیر یک نظام بیگانه میدانند. اکنون هم برخی میخواهند همین اشتباه را تکرار کنند، اما تاریخ نشان داده است که اینگونه تلاشها همیشه ناکام بودهاند.
این زهر تلخ دوستی با آمریکا در گلوی بسیاری گیر کرده است، نتیجه و پیامد این دوستی چیزی جز مرگ، کشتار، آوارگی و تنها ماندن در میدان خالی نبوده است، تلخترین نتیجه آن فرار رئیسجمهور اجیر از مردم خود و سرنگونی حکومت است.
آمریکا همواره بر منافع خود تمرکز میکند، در هر گوشهای از جهان که منافعش تضمین میشد، آمریکاییها را حاضر خواهید دید و زمانی که هدف خود را به دست آورند یا منافعشان در خطر واقع شود، متحد خود را در میدان خالی تنها میگذارند و او بدون تکیه بر آنها نمیتواند زندگی کند، که نتیجه آن تقرب یک کشور به سمت صفر است و بس!
کسانی که در غرب برای بربادی کشور خود به خارجیها التماس میکنند، باید بدانند که خارجیها به منافع خود نگاه میکنند نه به چهرههای پر از کینه و نفرت آنها. جهان نیز در مورد افغانستان به این باور است که افغانستان با نسخههای گذشته ساخته نمیشود، نسل جدید آن میخواهد آن را با فکر جدید آباد کند و آبادی آن زمانی ممکن است که نظام مستقل داشته باشد.