دشمنان اصلی پاکستان چه کسانی هستند؟

پاکستان از روز تأسیس تاکنون با مشکلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی متعددی روبرو بوده است. سیاست، ارتش و روابط بین‌المللی این کشور همواره مملو از بحران‌ها بوده است، اما سؤال مهم این است که دشمن واقعی پاکستان کیست؟

مشکلات اصلی پاکستان به جای توطئه‌های خارجی یا دخالت کشورهای همسایه، ناشی از نهادهای داخلی خود این کشور است.

این کشور به دلیل سیاست‌های نادرست ارتش و سیاستمداران، اقتدارطلبی و فساد، با بحران‌های مداوم اقتصادی، چالش‌های امنیتی و کشمکش‌های داخلی روبرو است. ارتش پاکستان نه تنها یک نیروی نظامی است، بلکه قدرتمندترین نهاد در نظام سیاسی نیز محسوب می‌شود.

ارتش از سال ۱۹۴۷م تاکنون همواره در پشت صحنه سیاست بوده و به طور مستقیم یا غیرمستقیم در حاکمیت سیاسی نقش داشته است. هیچ حزب سیاسی یا رهبری بدون مداخله ارتش نمی‌تواند به قدرت برسد یا در آنجا باقی بماند. هر زمان که یک دولت غیرنظامی تلاش کرده از کنترل ارتش خارج شود، یا از طریق کودتا سرنگون شده یا با بهانه‌های مختلف کنار گذاشته شده است.

همچنین ارتش اقتصاد پاکستان را از طریق شرکت‌ها، بنیادها و مداخلات مستقیم خود کنترل می‌کند. هزینه‌های بالای نظامی باعث شده است که بودجه کلان پاکستان به جای پروژه‌های توسعه‌ای، به بخش دفاعی اختصاص یابد.

قرض‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF) نیز به دلیل سیاست‌های ارتش گرفته می‌شوند، زیرا ارتش به مدیریت اقتصادی کشور اولویت نمی‌دهد.

ظهور تحریک طالبان پاکستان و جنگ این گروه علیه نیروهای پاکستانی، نتیجه سیاست‌های اشتباه ارتش است که پاکستان مسئولیت آن را بر عهده حکومت سرپرست افغانستان می‌اندازد.

سازمان‌های استخباراتی تحت کنترل ارتش هر نوع منتقد را ساکت می‌کنند. سیاستمداران پاکستانی همواره برای گسترش قدرت شخصی خود کار کرده‌اند، نه برای رفاه مردم. این سیاستمداران به جای تغییر حکومت، یکدیگر را تخریب می‌کنند که این امر راه را برای تضعیف نظام مردمی هموار می‌کند.

اکثر سیاستمداران پاکستان دست‌نشانده ارتش هستند و هر کسی که از سیاست‌های ارتش تخطی کند یا علیه آن بایستد، برکنار و زندانی می‌شود. بحران‌های سیاسی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ نمونه‌های بارز مداخله ارتش هستند.

سیاستمداران پاکستانی بدون اجازه ارتش نمی‌توانند تصمیمات مهمی بگیرند که این امر باعث تضعیف حکومت مدنی شده است.

به دلیل تصمیمات اشتباه سیاستمداران پاکستان، این کشور روابط پرتنش با همسایگان خود دارد. روابط بد با افغانستان، ایران و هند نشان‌دهنده شکست سیاست خارجی این کشور است.

تحلیلگران سیاسی و شماری از تحلیلگران نیز دلیل اصلی بحران‌های پاکستان را ارتش و سیاستمداران تحت کنترل ارتش می‌دانند، زیرا سیاست، اقتصاد و سیاست امنیتی پاکستان تحت کنترل ارتش است و سیاستمداران تنها به وسیله‌ای برای حفاظت از منافع ارتش تبدیل شده‌اند.

چند روز پیش، یک خبرنگار پاکستانی به نام عادل راجا در صفحه ایکس خود یک نظرسنجی را مطرح کرد که بر اساس آن، بیش از هفده هزار پاکستانی مسئولیت ناامنی خود را بر عهده ارتش دانستند.

به باور شماری از کارشناسان امور، ۹۳ درصد مردم پاکستان بر این باورند که ناامنی‌های جاری در آن کشور ناشی از افغانستان نیست، بلکه توسط خود ارتش پاکستان ایجاد شده است، که اکنون به چشم مردم خاک می‌پاشد و حاکمیت ظالمانه خود را بر آنان تحمیل می‌کند.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امان الله هوتکی تحلیلگر مسائل سیاسی: جبهه به‌اصطلاح مقاومت، صرفاً گروهی از قاچاقبران، آدم‌ربایان و مقام‌های فاسد پنجشیری است که در دوران جمهوری، اموال مردم را غارت می‌کردند. همین افراد طالبان را قوم‌گرا می‌خوانند، در حالی که تمام تشکیلات خودشان بر پایه تعصب قومی بنا شده است. این گروه تحت نام مقاومت، در واقع جاسوسان بیگانگان هستند.
آرین یون نماینده پیشین پارلمان: زلنسکی دقیقاً به سرنوشتی دچار شده است که ما شدیم. فرمانده اعلی قوای ما، رئیس‌جمهور غنی نیز به ما می‌گفت که هیچ شکی در نیت آمریکا نداشته باشید. پیشنهاد ما این بود که از دامن آمریکا رها شویم و مذاکرات واقعی با طالبان آغاز گردد، اما رئیس‌جمهور تأکید داشت که آمریکا از او حمایت می‌کند...
عبدالسلام ضعیف از بنیانگذاران امارت اسلامی: هر چیزی که می‌تواند باعث نابودی و شکست یک قوم یا جامعه بزرگ شود، اختلاف و نفاق است. پایه‌های وحدت همیشه مستحکم هستند و می‌توانند در برابر هر نوع فشار مقاومت کنند. دشمن همواره راه نفوذ به این چارچوب را در تفرقه جستجو می‌کند تا به هدف خود برسد.
به اوکراین گفتند عضو ناتو شود تا امنیتش را تضمین کنیم. اوکراین که درخواست عضویت داد و جنگ شد، شرق سرزمینش را به روسیه بخشیدند و معادنش را بالا کشیدند، رییس جمهورش را هم با خفت هر چه تمام، از کاخ سفید بیرون انداختند. این یکی از عجیب ترین فریب‌های تاریخ روابط بین‌الملل بود.
همان روزی که ناچار شد امضای خروج خفت‌بار خود از افغانستان را ثبت کند، پس از بیست سال اشغالی که با مقاومتی استوار و تسلیم‌ناپذیر روبه‌رو شد. توافق دوحه فقط یک سند نبود، بلکه گواهی بر شکست بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در برابر اراده‌ی ملتی بود که سر خم نکرد.
تصویری از مزار شهید سیدحسن نصرالله
قبلی
بعدی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x