دیپلماسی جهادی: عادی سازی خطرناک یا ضرورت راهبردی؟

در سال‌های اخیر، تغییر قابل‌توجهی در رویکرد جهانی نسبت به گروه‌های جهادی مشاهده شده است. گروه‌هایی که زمانی به عنوان سازمان‌های افراطی غیرقابل مذاکره شناخته می‌شدند، اکنون به تدریج در عرصه دیپلماسی جهانی پذیرفته می‌ شوند.

نمونه‌های بارز این روند:
طالبان پس از بازگشت به قدرت در افغانستان، روابط دیپلماتیک خود را گسترش داده و کمک‌های مالی دریافت کرده است. این امر پیام خطرناکی را ارسال می‌کند که گروه‌های افراطی می‌توانند با گذشت زمان به رسمیت شناخته شوند.

در سوریه، احمد الشراء (ابو محمد الجولانی)، که ارتباطاتی با گروه‌های جهادی دارد، اخیراً به عربستان سعودی سفر کرده است. چنین تعاملاتی ممکن است منجر به تقویت جایگاه گروه‌های افراطی در سیاست بین‌الملل شود.

در آفریقا، گروه‌هایی مانند بوکوحرام و الشباب نیز با دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی وارد مذاکره شده‌اند، اما خطر مشروعیت ‌بخشی به ایدئولوژی‌های افراطی را افزایش می‌دهد.

نقش قدرت‌های جهانی و رسانه‌ها:
کشورهای بزرگ گاهی به دلیل منافع ژئوپلیتیک، برقراری ثبات را بر مقابله با افراط ‌گرایی ترجیح می‌دهند. برخی رسانه‌ها نیز با تغییر روایت‌ها، تعامل با گروه‌های جهادی را امری «عمل ‌گرایانه» جلوه می‌دهند که می‌تواند به عادی‌سازی این روند کمک کند.

پیامدها:
مشروعیت یافتن گروه‌های جهادی ممکن است به الهام‌بخشیدن به دیگر گروه‌های افراطی منجر شود.
روند دیپلماسی با چنین گروه‌هایی می‌تواند تلاش‌های جهانی برای مقابله با تروریسم را تضعیف کند. خطر گسترش نفوذ و ایدئولوژی‌های افراطی در مناطق ناآرام و بی ثبات افزایش می‌یابد.

نتیجه‌گیری:
هرچند برخی کشورها تعامل با گروه‌های جهادی را به‌عنوان راهی برای ایجاد ثبات می‌بینند، اما این روند می‌تواند به نرمال‌ سازی افراط‌گرایی و تهدید امنیت جهانی منجر شود. رهبران جهان باید محتاطانه عمل کرده و اجازه ندهند منافع سیاسی کوتاه‌مدت، اصول امنیت و حقوق بشر را تضعیف کند.

مطلبی از نشریه جویش نیوز سیندیکت

۰ ۰ رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest


۰ نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امان الله هوتکی تحلیلگر مسائل سیاسی: جبهه به‌اصطلاح مقاومت، صرفاً گروهی از قاچاقبران، آدم‌ربایان و مقام‌های فاسد پنجشیری است که در دوران جمهوری، اموال مردم را غارت می‌کردند. همین افراد طالبان را قوم‌گرا می‌خوانند، در حالی که تمام تشکیلات خودشان بر پایه تعصب قومی بنا شده است. این گروه تحت نام مقاومت، در واقع جاسوسان بیگانگان هستند.
آرین یون نماینده پیشین پارلمان: زلنسکی دقیقاً به سرنوشتی دچار شده است که ما شدیم. فرمانده اعلی قوای ما، رئیس‌جمهور غنی نیز به ما می‌گفت که هیچ شکی در نیت آمریکا نداشته باشید. پیشنهاد ما این بود که از دامن آمریکا رها شویم و مذاکرات واقعی با طالبان آغاز گردد، اما رئیس‌جمهور تأکید داشت که آمریکا از او حمایت می‌کند...
عبدالسلام ضعیف از بنیانگذاران امارت اسلامی: هر چیزی که می‌تواند باعث نابودی و شکست یک قوم یا جامعه بزرگ شود، اختلاف و نفاق است. پایه‌های وحدت همیشه مستحکم هستند و می‌توانند در برابر هر نوع فشار مقاومت کنند. دشمن همواره راه نفوذ به این چارچوب را در تفرقه جستجو می‌کند تا به هدف خود برسد.
به اوکراین گفتند عضو ناتو شود تا امنیتش را تضمین کنیم. اوکراین که درخواست عضویت داد و جنگ شد، شرق سرزمینش را به روسیه بخشیدند و معادنش را بالا کشیدند، رییس جمهورش را هم با خفت هر چه تمام، از کاخ سفید بیرون انداختند. این یکی از عجیب ترین فریب‌های تاریخ روابط بین‌الملل بود.
همان روزی که ناچار شد امضای خروج خفت‌بار خود از افغانستان را ثبت کند، پس از بیست سال اشغالی که با مقاومتی استوار و تسلیم‌ناپذیر روبه‌رو شد. توافق دوحه فقط یک سند نبود، بلکه گواهی بر شکست بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در برابر اراده‌ی ملتی بود که سر خم نکرد.
تصویری از مزار شهید سیدحسن نصرالله
قبلی
بعدی
۰
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x