روابط پاکستان و اسرائیل، از انکار تا تعامل پنهانی

آنها (سازمان ‌دهندگان هیئت پاکستانی که اسرائیلی هستند) همچنان به امکان عادی ‌سازی روابط بین اسرائیل و پاکستان در بلند مدت خوش‌ بین هستند، به ‌ویژه اگر کشورهای مهم منطقه مانند عربستان سعودی با برقراری روابط رسمی پیشگام شوند.

از زمان حملات 11 سپتامبر، تغییرات تدریجی اما معناداری در بدنه نظامی پاکستان شکل گرفته است؛ تغییری که حاکی از تمایل به برقراری روابط نزدیک ‌تر با اسرائیل است. با وجود موضع رسمی پاکستان مبنی بر عدم به رسمیت شناختن اسرائیل، پتانسیل همکاری ‌های اقتصادی و نظامی باعث تقویت این جاه‌ طلبی پنهان شده است. در دوره ریاست ژنرال قمر جاوید باجوا بر ارتش، گام‌ های ملموسی برای بررسی این امکان برداشته شد، اما این تلاش‌ ها با مخالفت شدید نخست‌ وزیر وقت، عمران خان، روبه ‌رو شد. ایستادگی خان ممکن است بهای سنگینی برای او داشته باشد؛ زیرا برکناری او – که به‌ گفته برخی از طریق رژیم چنج با حمایت آمریکا – و جنجال‌های انتخاباتی پس از آن، نشان از بحران عمیق ‌تری دارد که با این مسئله گره خورده است.

سفر بحث‌ برانگیز به اسرائیل

رویداد اخیر این تحولات را بیش از پیش نمایان کرده است. هفته گذشته، یک هیئت پاکستانی به اسرائیل سفر کرد؛ سفری که توسط «شرکا»، یک سازمان غیردولتی که گفته می‌شود با تأمین مالی موساد مرتبط است، ترتیب داده شد. این سازمان به درخواست نویسنده برای پاسخ به این اتهام واکنشی نشان نداد. اما با بررسی منابع دیگر، مشخص شد «شرکا» به معنای «همکاری» در عربی است و پس از پیمان ابراهیم در سال 2020 – که روابط اسرائیل با چندین کشور عربی را عادی ‌سازی کرد – تأسیس شده است. هدف این سازمان ایجاد ارتباط میان مردم اسرائیل و کشورهای خاورمیانه و آسیای جنوبی، از جمله کشورهایی است که روابط رسمی با اسرائیل ندارند.

در مارچ 2025، شرکا یک سفر تاریخی را ترتیب داد و 10 خبرنگار و استاد پاکستانی را به اسرائیل برد؛ بزرگ‌ ترین هیئت از این نوع تا به امروز. این سفر نه‌ تنها به ‌دلیل تعداد شرکت ‌کنندگان، بلکه به‌خاطر بستر سیاسی آن نیز حائز اهمیت بود؛ زیرا پاکستان هیچ ‌گونه روابط دیپلماتیکی با اسرائیل ندارد و سفر به این کشور برای شهروندان پاکستانی ممنوع است. برای جلوگیری از پیامدهای قانونی، پاسپورت‌ های شرکت ‌کنندگان در بدو ورود مهر نخورد – راه ‌حلی لجستیکی که نشان از حساسیت این مأموریت داشت.

اهداف و پیامدها

رهبران شرکا، از جمله دن ففرمن و آمیت دری، این سفر را گامی برای برقراری ارتباط اسرائیل با جهان اسلام می ‌دانند. آن ‌ها نسبت به چشم‌ انداز عادی‌ سازی روابط بین اسرائیل و پاکستان در 10 تا 20 سال آینده خوش‌ بین هستند، به ‌ویژه اگر عربستان سعودی نیز گام ‌های مشابهی بردارد. حضور یک خبرنگار بنگلادشی مستقر در آمریکا در این هیئت، نشان‌ دهنده تمایل شرکا برای گسترش روابط با کشورهایی است که به ‌طور تاریخی با اسرائیل خصومت داشته ‌اند.

واکنش ‌ها در پاکستان

همان‌ طور که انتظار می ‌رفت، واکنش‌ ها در پاکستان متضاد بود. افکار عمومی، که تحت تأثیر درگیری‌ های غزه قرار دارد، همچنان به‌ شدت ضد اسرائیلی بوده و چنین ابتکاراتی را مناقشه ‌برانگیز می ‌داند. حامیان این حرکت معتقدند که فعالیت‌ های شرکا می‌ تواند پایه ‌گذار صلح باشد، در حالی‌ که منتقدان آن را بخشی از یک برنامه خارجی مرتبط با پیمان ابراهیم می ‌دانند که برای کشوری مانند پاکستان نامطلوب است. با این ‌حال، تمایل هیئت به تعامل نشان از گامی جسورانه – هرچند بحث‌ برانگیز – دارد که با تلاش سازمان شرکا برای بهبود روابط دیپلماتیک، امکان‌ پذیر شده است.

نقش ارتش پاکستان

جالب اینجاست که کانال ‌های استخباراتی ارتش پاکستان – که به ظاهر موضعی طرفدارانه با فلسطین دارند و به ‌طور عمده برای منحرف کردن توجهات از سیاست‌ های اقتدارگرایانه و سرکوب بی ‌سابقه مخالفت ‌ها استفاده می‌ کنند – در تلاش برای کم ‌اهمیت جلوه دادن این موضوع هستند. آن‌ ها به ‌طور فعالانه بحث در مورد این سفر را که توسط استخبارات نظامی تأیید و گفته می ‌شود با بودجه مرتبط با موساد انجام شده است، کم اهمیت جلوه داده اند.

نتیجه‌گیری

این اولین بار نیست که ایده بهبود روابط با اسرائیل در پاکستان مطرح می‌ شود. برخی از ژنرال ‌های نظامی پاکستان به ‌طور علنی از بررسی این مسیر حمایت کرده‌ اند و این موضوع نشان از کشمکش بین عمل ‌گرایی نظامی و ایدئولوژی سیاسی دارد. با پیشرفت این تحولات، بحث‌ های بیشتری در داخل پاکستان برانگیخته خواهد شد و تأثیر آن بر ژئوپلیتیک منطقه نیز قابل توجه خواهد بود.

اینکه آیا این رویداد نشانه آغاز تغییرات بزرگ است یا صرفاً یک اتفاق گذرا، هنوز مشخص نیست. اما آنچه مسلم است، این است که پویایی روابط پاکستان و اسرائیل در حال تغییر است و این گفتگو همچنان ادامه خواهد داشت.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امان الله هوتکی تحلیلگر مسائل سیاسی: جبهه به‌اصطلاح مقاومت، صرفاً گروهی از قاچاقبران، آدم‌ربایان و مقام‌های فاسد پنجشیری است که در دوران جمهوری، اموال مردم را غارت می‌کردند. همین افراد طالبان را قوم‌گرا می‌خوانند، در حالی که تمام تشکیلات خودشان بر پایه تعصب قومی بنا شده است. این گروه تحت نام مقاومت، در واقع جاسوسان بیگانگان هستند.
آرین یون نماینده پیشین پارلمان: زلنسکی دقیقاً به سرنوشتی دچار شده است که ما شدیم. فرمانده اعلی قوای ما، رئیس‌جمهور غنی نیز به ما می‌گفت که هیچ شکی در نیت آمریکا نداشته باشید. پیشنهاد ما این بود که از دامن آمریکا رها شویم و مذاکرات واقعی با طالبان آغاز گردد، اما رئیس‌جمهور تأکید داشت که آمریکا از او حمایت می‌کند...
عبدالسلام ضعیف از بنیانگذاران امارت اسلامی: هر چیزی که می‌تواند باعث نابودی و شکست یک قوم یا جامعه بزرگ شود، اختلاف و نفاق است. پایه‌های وحدت همیشه مستحکم هستند و می‌توانند در برابر هر نوع فشار مقاومت کنند. دشمن همواره راه نفوذ به این چارچوب را در تفرقه جستجو می‌کند تا به هدف خود برسد.
به اوکراین گفتند عضو ناتو شود تا امنیتش را تضمین کنیم. اوکراین که درخواست عضویت داد و جنگ شد، شرق سرزمینش را به روسیه بخشیدند و معادنش را بالا کشیدند، رییس جمهورش را هم با خفت هر چه تمام، از کاخ سفید بیرون انداختند. این یکی از عجیب ترین فریب‌های تاریخ روابط بین‌الملل بود.
همان روزی که ناچار شد امضای خروج خفت‌بار خود از افغانستان را ثبت کند، پس از بیست سال اشغالی که با مقاومتی استوار و تسلیم‌ناپذیر روبه‌رو شد. توافق دوحه فقط یک سند نبود، بلکه گواهی بر شکست بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در برابر اراده‌ی ملتی بود که سر خم نکرد.
تصویری از مزار شهید سیدحسن نصرالله
قبلی
بعدی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x