«در نظر گرفتن برخی از شبهنظامیان به عنوان ابزار نفوذ منطقهای در حالی که با برخی دیگر مبارزه میشود، پیامدهای فاجعهباری به همراه داشته است.»
مشکلات سیاسی و اقتصادی پاکستان با سیاستهای متناقض این کشور در قبال تروریسم در هم تنیده است. پاکستان دههها به برخی گروههای تروریستی اجازه فعالیت داده، در حالی که با برخی دیگر مقابله کرده است. این راهبرد، همراه با تحریمهای خارجی مرتبط با تأمین مالی تروریسم، باعث شده است که پاکستان نتواند سرمایهگذاری خارجی جذب کند. همدلی و حمایت پنهانی برخی اعضای نهادهای استخباراتی و امنیتی از جهادیها، همراه با عدم اقدام قاطع از سوی سیاستمداران، به گروههای شبهنظامی داخلی اجازه داده است تا با مصونیت نسبی به فعالیت خود ادامه دهند.
این سیاستهای متناقض، جایگاه بینالمللی پاکستان را تضعیف کرده و برخی جناحهای جهادی را به هدف گرفتن نیروهای نظامی و امنیتی پاکستان سوق داده است، که گاهی منجر به اقدامات تلافیجویانه شده است. پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در سال ۲۰۲۱، اسلامآباد این رژیم جدید را یک متحد بالقوه میدانست. پس از سال ۲۰۰۱، پاکستان به پرورش طالبان به عنوان وزنهای در برابر گروههای لیبرالتر مورد حمایت ایالات متحده ادامه داد، چرا که این گروهها بیش از حد به هند نزدیک تلقی میشدند. اما طالبان در دوران دوم حکومت خود در افغانستان، کمتر از آنچه اسلامآباد انتظار داشت، دوست پاکستان بودهاند و درگیریهایی با نیروهای مرزی پاکستان داشته و سیاستهای پاکستان در قبال پناهجویان افغان را علناً مورد انتقاد قرار دادهاند.
تهدید تحریک طالبان پاکستان (TTP)
در همین حال، پاکستان با تهدید تحریک طالبان پاکستان (TTP) مواجه است، گروهی که شاخهای از جنبش طالبان افغانستان محسوب میشود و رهبران آن از داخل پاکستان آمدهاند.
سازمانهای امنیتی پاکستان و برخی سیاستمداران، از جمله عمران خان، رویکردی محتاطانهتر نسبت به تی تی پی و سایر گروههای شبهنظامی پیشنهاد دادهاند و این گروهها را بازتاب آرمانهای اسلامی دانستهاند که لزوماً با منافع پاکستان در تضاد نیستند. اما تجربه نشان داده است که سازش با گروههای اسلامگرای مسلح و افراطی ممکن نیست. همانطور که طالبان افغانستان عدم تمایل خود به تعدیل مواضعشان را به عنوان بخشی از اعتقاداتشان توجیه میکنند، تی تی پی نیز اقدامات خود را به نام اسلام و شریعت موجه میداند.
عواقب سیاستهای دوگانه پاکستان
سالها سیاستهای متناقض، توانایی پاکستان را در مقابله با اسلامگرایان افراطی تضعیف کرده است. پرویز مشرف، رئیسجمهور سابق پاکستان (۱۹۹۹-۲۰۰۸)، بهطور علنی اذعان داشت که دولت او شبهنظامیان کشمیری را آموزش داده و از گروههای مسلح در افغانستان حمایت کرده است.
او همچنین اعتراف کرد که چهرههایی مانند اسامه بن لادن در پاکستان به عنوان قهرمان شناخته میشدند. همزمان، دولت او برخی گروههای شبهنظامی را سرکوب کرد، اما بعداً از این اقدامات عقبنشینی کرد.
در نظر گرفتن برخی گروههای شبهنظامی به عنوان ابزار نفوذ منطقهای، در حالی که با برخی دیگر مبارزه میشود، پیامدهای فاجعهباری داشته است: از سال ۲۰۰۰، بیش از ۸۰۰۰ نیروی امنیتی پاکستان در حملات تروریستی کشته شدهاند.
تروریسم داخلی همچنین تأثیرات اقتصادی منفی داشته و پاکستان حدود ۱۲۳ میلیارد دالر در هزینههای مستقیم و غیرمستقیم ناشی از تروریسم از دست داده است.
نتیجهگیری
پاکستان باید رویکرد “دو قدم به جلو، یک قدم به عقب” خود در قبال تروریسم داخلی را کنار بگذارد. حمایت از برخی گروههای جهادی به عنوان متحدان منطقهای، باعث ایجاد همدلی با افراطگرایان شده و به گروههای خطرناکتر کمک کرده است که از تحت کنترل بودن فرار کنند.
زمان آن رسیده است که رهبران پاکستان بپذیرند که اسلامگرایان افراطی را نمیتوان با مذاکرات راضی کرد. پیش از آنکه این گروهها از هرجومرج سیاسی و بحران اقتصادی برای ایجاد یک شورش گسترده استفاده کنند، اسلامآباد باید سیاستهای خود را در قبال تروریسم روشن کند. اما متأسفانه، در حال حاضر هیچ نشانهای از حرکت کشور در این جهت دیده نمیشود.
مطلبی از نشریه فارن پالیسی با نویسندگی حسین حقانی، پژوهشگر ارشد و مدیر بخش آسیای جنوبی و مرکزی در مؤسسه هادسون