شکست ترامپ در مذاکره با طالبان: از ادعای معامله‌گری تا واقعیت تلخ توافق دوحه

خبرهایی که حاکی از آمادگی اوکراین برای امضای توافقی جهت اعطای حقوق مشترک توسعه معادن خود به آمریکا، به امید تضمین امنیتی آینده است، ممکن است از نظر طرفداران دونالد ترامپ که از حمایت بی‌قید و شرط جو بایدن از اوکراین انتقاد می‌کنند، یک پیروزی تلقی شود. اما این‌که آیا این توافق واقعاً اوکراین را از تجاوزات مستمر روسیه محافظت خواهد کرد یا خیر، همچنان نامشخص است.

با این حال، کی‌یف به خوبی آگاه است که سابقه ترامپ به عنوان یک مذاکره‌کننده بین‌المللی چندان درخشان نیست، علی‌رغم آن‌که رئیس‌جمهور آمریکا بارها به مهارت‌های خود در این زمینه افتخار کرده است.

باور ترامپ به توانایی خود در معامله‌گری در کتاب خاطراتش، هنر معامله‌گری، که توسط نویسنده‌ای دیگر برای او نوشته شده، منعکس شده است. در این کتاب، او تاکتیک‌های خود را برای انجام معاملات تجاری شرح داده و یکی از توصیه‌های مهمش این بود: «بهترین کاری که می‌توانی انجام دهی این است که از موضع قدرت مذاکره کنی، و اهرم فشار بزرگ‌ترین قدرت توست.»

هفته گذشته، ترامپ ولودیمیر زلنسکی و کشورهای اروپایی را در شوک فرو برد، زمانی که آن‌ها را از مذاکرات با روسیه در مورد جنگ اوکراین کنار گذاشت. با این اقدام، او به نظر می‌رسد توصیه خودش را فراموش کرده است: مذاکره از موضع قدرت و استفاده از اهرم فشار.

ترامپ ممکن است امتیازی از اوکراین در قالب توافق معدنی گرفته باشد – هرچند بسیار کمتر از ۵۰۰ میلیارد دالری که در ابتدا مطالبه کرده بود – اما در این روند، موضع آمریکا در برابر روسیه را به‌شدت تضعیف کرد.

– توافق ترامپ با طالبان

در واکنش به حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، آمریکا در اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کرد. نیروهای ائتلاف به سرعت رژیم طالبان را سرنگون و یک دولت مورد حمایت غرب را مستقر کردند. اما تا زمانی که ترامپ در سال ۲۰۱۷ به ریاست‌جمهوری رسید، جنگ در افغانستان به بن‌بست رسیده بود. بدتر از آن، آمریکا سالانه ۲۷ میلیارد دالر برای هزینه‌های نظامی در این کشور خرج می‌کرد. در نتیجه، واکنش طبیعی ترامپ این بود که هرچه سریع‌تر از افغانستان خارج شود. با این حال، تیم امنیت ملی رئیس‌جمهور – که عمدتاً متشکل از ژنرال‌های نظامی سابق و فعلی بود که وفاداری شخصی به ترامپ نداشتند – او را متقاعد کرد که تعهد آمریکا به افغانستان را افزایش دهد. این استراتژی جدید همچنین زمینه را برای یک توافق مذاکره‌شده با طالبان فراهم کرد.

یک سال بعد، ترامپ که از پیشرفت ناامید شده بود، استدلال کرد که آمریکا باید از افغانستان خارج شود، زیرا این استراتژی «کاملاً شکست خورده است.»

در این مقطع، آمریکا مستقیماً با طالبان مذاکره کرد، بدون آن‌که دولت افغانستان در این گفت‌وگوها حضور داشته باشد – که یک خواسته کلیدی طالبان بود. در حالی که این مذاکرات قرار بود به گفت‌وگوهای بین‌افغانی منجر شود، در نهایت باعث کنار گذاشته شدن دولت افغانستان از روند تصمیم‌گیری شد.

در طول این مذاکرات، ترامپ بارها تهدید کرد که از افغانستان خارج خواهد شد. مقامات آمریکایی این تهدید دائمی را «توییت داموکلس» نامیدند – به این معنی که در هر لحظه، رئیس‌جمهور ممکن بود در توییتر اعلام کند که آمریکا از افغانستان خارج می‌شود.

مایک پمپئو، وزیر خارجه وقت – که از حامیان سرسخت ترامپ بود – می‌دانست که رئیس‌جمهور می‌تواند در هر لحظه مذاکرات را متوقف کند. بنابراین، او به زلمی خلیل‌زاد، مذاکره‌کننده ارشد آمریکا، دستور داد که «به هر قیمتی» توافقی را به دست آورد.

یک مقام ارشد سابق پنتاگون که در مذاکرات حضور داشت، به من گفت که مشخص بود پمپئو و خلیل‌زاد «هیچ خط سرخی نداشتند» زیرا هر دو معتقد بودند که «هر توافقی بهتر از عدم توافق است.»

خلیل‌زاد از فرآیند اصلی که قرار بود توسط افغان‌ها رهبری شود، صرف نظر کرد و تلاش کرد تا توافقی را با طالبان به دست آورد، که این امر باعث نارضایتی شدید دولت افغانستان شد. ترامپ همچنین تا حد زیادی از مشورت با اشرف غنی، رئیس‌جمهور وقت افغانستان، خودداری کرد.

اوضاع زمانی بدتر شد که ترامپ چندین بار به طور علنی اعلام کرد که می‌خواهد نیروهای آمریکایی را از افغانستان خارج کند. این امر موقعیت خلیل‌زاد را تضعیف کرد و طالبان را تشویق کرد که در مذاکرات سرسخت باقی بمانند.

– نتیجه توافق

توافق آمریکا و طالبان که در فبروری ۲۰۲۰ در دوحه امضا شد، به نفع طالبان بود و به دولت افغانستان آسیب زد. در این توافق، خلیل‌زاد به خواسته اصلی طالبان تن داد: خروج همه نیروهای آمریکایی و ائتلاف از افغانستان در طی ۱۴ ماه.

در مقابل، طالبان قول داد که از استقرار گروه‌های تروریستی در افغانستان جلوگیری کند و با دولت افغانستان مذاکره کند. اگر طالبان به این شرایط پایبند نمی‌ماند، آمریکا – در تئوری – روند کاهش نیروهای خود را متوقف می‌کرد.

یک مقام ارشد سابق پنتاگون در این باره گفت: «این یک توافق وحشتناک بود. این توافق به‌شدت به منافع آمریکا آسیب زد، چه برسد به منافع افغان‌ها.»

در نهایت، طالبان به تعهدات ضد تروریستی خود عمل نکرد و مذاکرات بین‌الافغانی را فقط به‌طور سطحی دنبال کرد. این توافق شرایطی را فراهم کرد که طالبان بتواند کابل را با زور تصرف کند، اگرچه خروج فاجعه‌بار نیروهای آمریکایی، که توسط جو بایدن در سال ۲۰۲۱ اجرا شد، ضربه نهایی را به دولت افغانستان وارد کرد.

توافق ترامپ با طالبان، متحد آمریکا را کنار گذاشت، بیش از حد به یک دشمنش امتیاز داد و تا حدی تحت تأثیر این تصور بود که آمریکا در حال هدر دادن منابع مالی خود در یک کشور دورافتاده است. متأسفانه، این ویژگی‌ها اکنون در سیاست ترامپ در قبال اوکراین نیز به چشم می‌خورد.

نشانه‌های اولیه از رویکرد ترامپ در مذاکرات با روسیه، چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای را برای اوکراین یا اتحاد غربی نشان نمی‌دهد. اگر ترامپ توافق صلحی با روسیه امضا کند که مشابه توافق با طالبان باشد، نه تنها اوکراین متضرر خواهد شد، بلکه ممکن است روسیه برای ادامه سیاست‌های توسعه‌طلبانه خود، جسورتر شود.

مطلبی از نشریه کانورسیشن

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امان الله هوتکی تحلیلگر مسائل سیاسی: جبهه به‌اصطلاح مقاومت، صرفاً گروهی از قاچاقبران، آدم‌ربایان و مقام‌های فاسد پنجشیری است که در دوران جمهوری، اموال مردم را غارت می‌کردند. همین افراد طالبان را قوم‌گرا می‌خوانند، در حالی که تمام تشکیلات خودشان بر پایه تعصب قومی بنا شده است. این گروه تحت نام مقاومت، در واقع جاسوسان بیگانگان هستند.
آرین یون نماینده پیشین پارلمان: زلنسکی دقیقاً به سرنوشتی دچار شده است که ما شدیم. فرمانده اعلی قوای ما، رئیس‌جمهور غنی نیز به ما می‌گفت که هیچ شکی در نیت آمریکا نداشته باشید. پیشنهاد ما این بود که از دامن آمریکا رها شویم و مذاکرات واقعی با طالبان آغاز گردد، اما رئیس‌جمهور تأکید داشت که آمریکا از او حمایت می‌کند...
عبدالسلام ضعیف از بنیانگذاران امارت اسلامی: هر چیزی که می‌تواند باعث نابودی و شکست یک قوم یا جامعه بزرگ شود، اختلاف و نفاق است. پایه‌های وحدت همیشه مستحکم هستند و می‌توانند در برابر هر نوع فشار مقاومت کنند. دشمن همواره راه نفوذ به این چارچوب را در تفرقه جستجو می‌کند تا به هدف خود برسد.
به اوکراین گفتند عضو ناتو شود تا امنیتش را تضمین کنیم. اوکراین که درخواست عضویت داد و جنگ شد، شرق سرزمینش را به روسیه بخشیدند و معادنش را بالا کشیدند، رییس جمهورش را هم با خفت هر چه تمام، از کاخ سفید بیرون انداختند. این یکی از عجیب ترین فریب‌های تاریخ روابط بین‌الملل بود.
همان روزی که ناچار شد امضای خروج خفت‌بار خود از افغانستان را ثبت کند، پس از بیست سال اشغالی که با مقاومتی استوار و تسلیم‌ناپذیر روبه‌رو شد. توافق دوحه فقط یک سند نبود، بلکه گواهی بر شکست بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در برابر اراده‌ی ملتی بود که سر خم نکرد.
تصویری از مزار شهید سیدحسن نصرالله
قبلی
بعدی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x