قطع کمک‌های آمریکا و فرصت‌طلبی چین؛ آیا پکن خلأ نفوذ در افغانستان را پر خواهد کرد؟

تصمیم دولت ترامپ برای قطع میلیاردها دالر کمک به فقیرترین مناطق جهان، پیامدهای گسترده‌ای خواهد داشت. در افغانستان، این تصمیم ممکن است به افزایش سرکوب مردم توسط طالبان منجر شود، در حالی که چین آماده است تا نفوذ خود را در این کشور افزایش دهد.

دونالد ترامپ این تصمیم را با این استدلال توجیه کرد که آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده (USAID) توسط “تندروهای دیوانه” اداره می‌شود. ایلان ماسک، که هدایت برنامه کاهش هزینه‌های دولتی را بر عهده دارد، این نهاد را یک “سازمان جنایتکار” خواند.

با وجود حاکمیت طالبان، کمک‌های آمریکا نقش حیاتی در افغانستان داشته است. از زمان خروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۲۱، ۲۱ میلیارد دالر کمک بشردوستانه از طریق نهادهای مختلف به افغانستان ارسال شده است. ثبات نسبی اقتصاد افغانستان تا حد زیادی به تداوم این کمک‌ها وابسته بوده است.

نقش فزاینده چین در افغانستان
در همین حال، چین که روابط نزدیکی با طالبان دارد، حضور خود را در افغانستان به‌طور قابل‌توجهی افزایش داده است، به‌ویژه در بخش‌های دیپلماتیک، اقتصادی، تجاری، سرمایه‌گذاری در معادن و گردشگری.

چین از ابتدا روی کار آمدن طالبان، آنها به‌عنوان فرصتی برای تقویت نفوذ منطقه‌ای خود تلقی کرد. این گروه نیز دسترسی بی‌سابقه‌ای به منابع معدنی افغانستان در اختیار چین قرار داده‌اند.

در مارچ ۲۰۲۲، وزیر خارجه چین از کابل دیدار کرد و چین اولین کشوری شد که تمامی پروتکل‌های دیپلماتیک را طی نمود تا سفیر طالبان را به رسمیت بشناسد. در آگست ۲۰۲۳، ملا عبدالغنی برادر، معاون نخست‌وزیر طالبان، حمایت این گروه از پروژه “کمربند و جاده” چین (BRI) را اعلام کرد.

در اکتبر ۲۰۲۴، چین اعلام کرد که تعرفه‌های تجاری افغانستان را حذف می‌کند، اقدامی که نه‌تنها حمایت اقتصادی کلیدی از طالبان محسوب می‌شود، بلکه زمینه را برای افزایش نفوذ چین در تجارت افغانستان فراهم می‌کند.

آیا چین جای آمریکا را خواهد گرفت؟
اگرچه بعید است که چین تمامی هزینه‌هایی را که پیبشتر توسط آمریکا تأمین می‌شد، بر عهده بگیرد، اما ممکن است برخی از فرصت‌های ایجادشده را تصاحب کرده و از خلأ موجود برای پیشبرد منافع خود بهره ببرد.

چین سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای کنترل رسانه‌های خارجی، به‌ویژه در آفریقا، انجام داده است تا گفتمان عمومی را در مناطقی که در آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند، در راستای منافع خود هدایت نماید. در داخل افغانستان، برخی زیرساخت‌های رسانه‌ای هنوز فعال هستند و قطع بودیجه می‌تواند فرصتی ایده‌آل برای چین باشد تا بر محتوای آن‌ها تأثیر بگذارد.

در همین حال، رسانه‌های دموکراسی‌خواه که از خارج از افغانستان پخش می‌شوند، با تهدید فوری برای ادامه فعالیت خود مواجه‌اند. یکی از رسانه‌های افغان که نزدیک به دو دهه فعالیت داشته و عمدتاً به کمک‌های آمریکا متکی بوده، اعلام کرده است که ممکن است مجبور به تعطیلی شود.

چین همچنین ممکن است برخی مؤسسات آموزشی و دانشگاه‌هایی را که قبلاً تحت حمایت مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا بودند، هدف قرار دهد. در چنین شرایطی، نفوذ چین بر سیاست‌های آموزشی افغانستان در طول زمان افزایش خواهد یافت.

چین و کنترل نرم بر بخش رسانه و آموزش در افغانستان

کنترل بخش رسانه و آموزش بخش کلیدی از استراتژی قدرت نرم چین است. این استراتژی نه‌ تنها برای جلوگیری از انتقاد نسبت به سیاست‌های چین طراحی شده است، بلکه قصد دارد ارزش‌های رایج جهانی مانند حقوق بشر را به چالش بکشد.

نگرانی‌های امنیتی چین از حضور گروه‌های افراطی در افغانستان

حضور گروه‌های افراطی در افغانستان تهدیدی جدی برای امنیت چین محسوب می‌شود. از زمان تسلط طالبان بر افغانستان، شاخه خراسان گروه داعش مسئولیت چندین حمله علیه شهروندان چینی در افغانستان و تاجیکستان را بر عهده گرفته است.

حزب کمونیست چین از طریق “اداره کار جبهه متحد” (UFWD)، که اغلب به‌عنوان “سلاح جادویی چین” شناخته می‌شود، به دقت تحولات افغانستان را رصد می‌کند. یکی از مأموریت‌های اصلی آنها، کنترل گفتمان عمومی درباره موضوعات حساسی مانند تایوان، سین‌کیانگ و تبت است. تسلط بر رسانه‌های افغانستان می‌تواند فرصتی جذاب برای این نهاد باشد.

بازی “برد-برد” برای چین و طالبان، اما شکست برای آمریکا

چین می‌تواند طالبان را برای منافع خود تقویت و حمایت کند، در حالی که هم‌زمان از نفوذ خود برای سرکوب طرفداران دموکراسی در منطقه استفاده می‌کند.

این برای چین و طالبان یک نتیجه “برد-برد” محسوب می‌شود، اما برای آمریکا چیزی جز شکست نخواهد بود.

مطلبی از نشریه دیپلمات 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امان الله هوتکی تحلیلگر مسائل سیاسی: جبهه به‌اصطلاح مقاومت، صرفاً گروهی از قاچاقبران، آدم‌ربایان و مقام‌های فاسد پنجشیری است که در دوران جمهوری، اموال مردم را غارت می‌کردند. همین افراد طالبان را قوم‌گرا می‌خوانند، در حالی که تمام تشکیلات خودشان بر پایه تعصب قومی بنا شده است. این گروه تحت نام مقاومت، در واقع جاسوسان بیگانگان هستند.
آرین یون نماینده پیشین پارلمان: زلنسکی دقیقاً به سرنوشتی دچار شده است که ما شدیم. فرمانده اعلی قوای ما، رئیس‌جمهور غنی نیز به ما می‌گفت که هیچ شکی در نیت آمریکا نداشته باشید. پیشنهاد ما این بود که از دامن آمریکا رها شویم و مذاکرات واقعی با طالبان آغاز گردد، اما رئیس‌جمهور تأکید داشت که آمریکا از او حمایت می‌کند...
عبدالسلام ضعیف از بنیانگذاران امارت اسلامی: هر چیزی که می‌تواند باعث نابودی و شکست یک قوم یا جامعه بزرگ شود، اختلاف و نفاق است. پایه‌های وحدت همیشه مستحکم هستند و می‌توانند در برابر هر نوع فشار مقاومت کنند. دشمن همواره راه نفوذ به این چارچوب را در تفرقه جستجو می‌کند تا به هدف خود برسد.
به اوکراین گفتند عضو ناتو شود تا امنیتش را تضمین کنیم. اوکراین که درخواست عضویت داد و جنگ شد، شرق سرزمینش را به روسیه بخشیدند و معادنش را بالا کشیدند، رییس جمهورش را هم با خفت هر چه تمام، از کاخ سفید بیرون انداختند. این یکی از عجیب ترین فریب‌های تاریخ روابط بین‌الملل بود.
همان روزی که ناچار شد امضای خروج خفت‌بار خود از افغانستان را ثبت کند، پس از بیست سال اشغالی که با مقاومتی استوار و تسلیم‌ناپذیر روبه‌رو شد. توافق دوحه فقط یک سند نبود، بلکه گواهی بر شکست بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در برابر اراده‌ی ملتی بود که سر خم نکرد.
تصویری از مزار شهید سیدحسن نصرالله
قبلی
بعدی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x