در پایان سال ۲۰۲۳، علی لطیفی ژورنالیست مطرح افغانستان در مقاله ای نوشت که با وجود مجموعه ای از فجایع طبیعی، اخراج گسترده مهاجران افغان از کشورهای همسایه، کاهش کمک های خارجی و ادامه امتناع امارت اسلامی از بازگشایی مکاتب دولتی برای دختران بالاتر از صنف ششم، یک دلیل برای «امیدواری به افغانستان» وجود داشت: مردم، بدون انتظار از دولت یا سازمان های مساعدت کننده، خودشان دست به کار شده و به یاری یکدیگر می شتافتند.
نمونه هایی از این روحیه شامل سفر به مناطق زلزله زده پکتیکا و خوست برای کمک، یا استفاده از شبکه های اجتماعی برای نشان دادن شرایط مهاجران بازگشتی از ایران است. با گذشت نزدیک به پنج سال از تسلط دوباره طالبان – هم زمان با مدت حاکمیت شان در دهه ۱۹۹۰ – این روحیه همچنان پابرجاست. لطیفی معتقد است که جامعه جهانی باید از این نمونه ها بیاموزد و به جای تمرکز بر موانع، به دنبال راهکارهای عملی برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و انسانی افغانستان باشد.
مردم افغانستان پس از بیست سال تزریق میلیاردها دالر به جمهوری اسلامی سابق – که به فساد گسترده مشهور بود – اکنون خواستار سرمایه گذاری و توسعه اند، نه صدقه و کمک اضطراری. آن ها به زیرساخت هایی مانند جاده، پل، کارخانه و برق نیاز دارند. اما کشورهای غربی، به دلیل عدم تعامل رسمی با امارت اسلامی، حتی از حمایت پروژه های کوچک و مستقل از دولت نیز خودداری می کنند؛ پروژه هایی که می توانند مستقیما به مردم خدمت کنند.
با وجود این، افغان ها خودشان به یاری یکدیگر می شتابند: داکتران داوطلب از کابل به مناطق زلزله زده می روند، جوانان در ننگرهار برای قربانیان زلزله هرات پول جمع می کنند، و افغان های مقیم خارج برای خرید سوخت زمستانی یا تعمیر وسایل یک پرورشگاه در کابل، کمک می فرستند. زنان نیز، علیرغم محدودیت های اجتماعی، صنوف خانگی راه اندازی می کنند، مشاغل کوچک ایجاد می کنند و حتی در مناطق روستایی فرصت های شغلی برای زنان دیگر فراهم می آورند.
رسانه های داخلی نمونه هایی چون دختر ۱۷ ساله ای که با درآمد اندک به همسایگان دختر خود سوادآموزی می کند، یا زن کارآفرینی که با سرمایه اندک برای ۲۰ زن در بامیان کار ایجاد کرده، گزارش داده اند. ساکنان میدان وردک نیز با هزینه شخصی یک مکتب به ارزش ۷۵ هزار دالر ساخته اند.
هرچند چالش هایی مانند محدودیت های آموزشی و اجتماعی برای زنان، فقر گسترده (۸۵٪ جمعیت زیر یک دالر در روز درآمد دارند)، و فشار بر رسانه ها پابرجاست، اما لطیفی تأکید می کند که باید به جای تمرکز صرف بر مشکلات، راه حل ها و موفقیت ها را برجسته کرد.
امارت اسلامی هم، با وجود انتقادات، برخی دستاوردها داشته است: ثبات نسبی نرخ افغانی، ساخت صدها کیلومتر جاده در کابل، برنامه ریزی برای بیش از هزار کیلومتر دیگر، و افزایش درآمد داخلی به حدود چهار میلیارد دالر.
یکی از نمونه های مهم سرمایه گذاری، تعهد ۱۰ میلیارد دالری میرویس عزیزی، برای توسعه برق و خطوط آهن است که ۹۸٪ نیروی کار آن از افغان ها خواهد بود. آقای لطیفی این مدل را الگویی برای جایگزینی کمک های کوتاه مدت با سرمایه گذاری پایدار می داند.
این تلاشها – چه سرمایه گذاری میلیاردی باشد، چه خرید یک گادی برای یک دستفروش – نشان می دهد که حتی کمک های کوچک، وقتی هدفمند و پایدار باشد، می تواند تغییر واقعی ایجاد کند. اکنون که میلیون ها نفر در افغانستان با ناامنی غذایی، بی سوادی و بیکاری مواجه اند، وقت آن است که نگاه جهانی از سرزنش کردن و تحریم نمودن، به سمت حمایت عملی و سازنده تغییر کند.
چه بخواهیم چه نه، پیام این گزارش روشن است: افغان ها با وجود همه محدودیت ها، در حال یافتن راه های خلاقانه برای پیشرفت اند. آن ها به جای انتظار برای کمک بیرونی، از همدیگر حمایت می کنند. جامعه جهانی هم اگر واقعا خواهان بهبود اوضاع است، باید به این روحیه پاسخ دهد و بر سرمایه گذاری و توسعه پایدار تمرکز کند.
مطلبی از سازمان نیو هیومنترین