پاکستان مدت هاست که در سیاست خارجی خود یک بازی پرخطر دوگانه ای را دنبال کرده و تلاش دارد با حفظ منافع استراتژیک خود، از هر دو قدرت چین و ایالات متحده سود ببرد. بااین حال، این رویکرد با خطرات فراوانی همراه است، به ویژه با توجه به نفوذ گسترده چین در زیرساخت های نظامی و غیرنظامی ارتباطی پاکستان. درحالی که اسلامآباد به دنبال بهره گیری از رقابت ژئوپلیتیکی میان واشنگتن و پکن است، شواهد نشان می دهد که چین به دلیل تسلط تکنولوژیکی عمیق بر دستگاه های دفاعی و اطلاعاتی پاکستان، دست بالا را دارد.
وابستگی پاکستان به زیرساخت های ارتباطی چین
ارتش پاکستان به طور کامل به فناوری چینی متکی است و شرکت هواوی نقش اساسی در این زمینه ایفا می کند. زیرساخت های این وابستگی شامل موارد زیر است:
- شبکه PASCOMS در سراسر کشور که ارتباطات نظامی را بر اساس تجهیزات چینی تأمین میکند.
- گوشی های هوشمند مبتنی بر DEFCOMS LTE که در ارتش، نیروی هوایی و نیروی دریایی پاکستان استفاده می شود.
- ماهوارهها و تجهیزات VSAT چینی که برای عملیات نظامی ضروری هستند.
- اتصالات فیبر نوری و واحدهای رمزگذاری حجیم (BEU) که ارتباطات نظامی رمز گذاری شده را فراهم می کنند اما در معرض نظارت چین قرار دارند.
- برجهای مایکروویو ساختهشده توسط هواوی که برای شبکههای PASCOMS و DEFCOMS حیاتی هستند.
- ادغام کامل PTCL و سایر شبکه های مخابراتی اصلی پاکستان با فناوری چینی که باعث آسیب پذیری ارتباطات نظامی و غیرنظامی شده است.
این وابستگی گسترده به زیرساخت های چینی بدان معناست که ارتباطات نظامی پاکستان عملاً تحت نظارت کامل پکن قرار دارد و هرگونه تصور مبنی بر حفظ محرمانگی عملیات از چین، توهمی بیش نیست.
دیدگاه آمریکا: پاکستان بهعنوان یک متحد آسیب پذیر
با وجود روابط عمیق پاکستان با چین، اسلامآباد همچنان تلاش دارد واشنگتن را متقاعد کند که یک شریک مؤثر در مبارزه با تروریسم و ایجاد ثبات منطقه ای است. بااین حال، جامعه اطلاعاتی ایالات متحده از این بازی دوگانه آگاه است. درحالی که پاکستان به دنبال دریافت کمک های مالی و حمایت دیپلماتیک از آمریکا است، واشنگتن می داند که ارتش پاکستان هم زمان در پروژه های دفاعی، تبادل اطلاعاتی و ابتکارات اقتصادی مانند کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) با پکن همکاری دارد.
علاوه بر این، آمریکا استراتژی مشخص چین در منطقه را شناسایی کرده است:
- تسلط بر کانال های ارتباطی حیاتی پاکستان از طریق کنترل تکنولوژیکی.
- دامن زدن به بی ثباتی منطقه ای به منظور بی اعتبار کردن مسیرهای تجاری پاکستان در چارچوب ابتکار “کمربند و جاده” (BRI).
- تحمیل فشارهای اقتصادی از طریق تعرفه ها و مانورهای دیپلماتیک برای تضعیف سرمایه گذاری های چین در پاکستان.
جهت هند: بیثباتی داخلی پاکستان و آسیب پذیری های استراتژیک
هند با دقت، بیثباتی داخلی پاکستان را زیر نظر دارد و درصدد است از این آشفتگی سیاسی و اقتصادی بهره برداری کند. راجنات سینگ، وزیر دفاع هند، علناً از فروپاشی داوطلبانه پاکستان حمایت کرده است؛ موضعی که با اهداف استراتژیک درازمدت دهلی نو همسو است.
ناامنی در بلوچستان، کشمیر و گلگت – بلتستان با سرکوب های ارتش پاکستان تشدید شده و باعث تقویت جنبش های جدایی طلب در این مناطق شده است. این مناطق برای سرمایه گذاری های چین در پروژه یک کمربند و یک جاده حیاتی هستند و حمایت هند از گروه های جدایی طلب دو هدف اصلی را دنبال میکند:
- تضعیف تمامیت ارضی پاکستان برای مختل کردن مسیرهای تجاری چین.
- مقابله با نفوذ اقتصادی چین در جنوب آسیا و جلوگیری از تثبیت ابتکار یک کمربند و یک جاده
هم زمان، ارتش پاکستان با تمرکز قدرت در ایالت پنجاب، مناطق پیرامونی را به حاشیه رانده است. سرکوب سیاسی و حاکمیت نظامی بر نارضایتی های مردمی افزوده است و اقتصاد رو به زوال پاکستان این بحران را عمیق تر کرده است.
بحران اجتماعی و اقتصادی پاکستان
پاکستان اکنون دومین کشور آسیب دیده از تروریسم در جهان پس از بورکینافاسو محسوب می شود. در سه سال گذشته، به جز چند مسابقه کریکت در لاهور که تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد، پیشرفت قابل توجهی در کشور مشاهده نشده است.
فقر گسترده، سوء تغذیه، و افزایش آسیب های اجتماعی باعث بحران انسانی شده است. بسیاری از خانواده ها در مناطق روستایی توانایی تأمین غذای کافی را ندارند و افزایش قیمت ها آن ها را مجبور به جیره بندی شدید کرده است. استثمار کودکان، افزایش خشونت علیه زنان، و ناامنی اجتماعی از تبعات این بحران هستند.
علاوه بر این، پاکستان با سرعتی نگران کننده از وضعیت “تنش آبی” به “کمبود آب” منتقل می شود؛ بحرانی زیست محیطی که به دلیل سوء مدیریت و تغییرات اقلیمی، زیرساخت ها و اقتصاد کشور را بیش از پیش تضعیف کرده است.
پاکستان به کدام سو می رود؟
چشم انداز سیاسی پاکستان تحت سلطه یک رژیم نظامی است که فرآیندهای دموکراتیک را تضعیف کرده و دولتی دست نشانده را روی کار آورده است. تنها رهبری که از حمایت مردمی واقعی برخوردار است، عمران خان، همچنان در زندان به سر می برد؛ اقدامی که بسیاری آن را سرکوب آشکار دموکراسی می دانند.
بر اساس یک نظرسنجی اخیر، ۹۳ درصد از مردم پاکستان ارتش خود را بزرگ ترین دشمن کشورشان می دانند؛ شکاف میان حاکمان و مردم هرگز تا این حد عمیق نبوده است. اکنون این پرسش مطرح است: آیا پاکستان امیدی برای آینده دارد؟
تنها راهکار قابل قبول، احیای دموکراسی و بازگشت حکومت غیرنظامی است. این امر مستلزم آزادی عمران خان و بازگشت او به قدرت و همچنین اصلاح نقش ارتش است، به گونه ای که نیروهای نظامی به پایگاه هایشان بازگردند و کنترل حکومت را واگذار کنند. تنها در این صورت، پاکستان می تواند از چرخه بی ثباتی خارج شده و کنترل سرنوشت خود را دوباره به دست گیرد.
نتیجه گیری: بازی دوگانه پاکستان برای چین پوشیده نیست
پاکستان بر این باور است که می تواند هم چین و هم آمریکا را با استراتژی متوازن خود فریب دهد، اما واقعیت چیز دیگری است. چین که دسترسی عمیقی به زیرساخت های ارتباطی نظامی پاکستان دارد، از تمامی تحرکات اسلامآباد آگاه است.
درحالی که پاکستان به دنبال کسب مزایای اقتصادی و نظامی از هر دو ابرقدرت است، درنهایت بیشتر به مهره ای در این بازی قدرت تبدیل شده تا یک بازیگر مستقل. با توجه به تلاش های هند برای بی ثبات کردن پاکستان، وضعیت این کشور هر روز پیچیده تر می شود.
اولویت های نادرست ارتش پاکستان – سرکوب دموکراسی و اتحادهای مشکوک – تنها سقوط کشور را تسریع می کند. بدون یک اصلاح اساسی، آینده پاکستان بیش از آنکه توسط تهدیدات خارجی رقم بخورد، از درون نابود خواهد شد.
منبع: سولجر اسپیک