چرا حکومت‌های متکی بر مفکوره‌ها و شانه‌های بیگانه در افغانستان بقا ندارند؟

در افغانستان بحث‌ها درباره بقا، پایداری و عمر حکومت‌های بار شده بر مفکوره‌ها و شانه‌های بیگانه، هر از گاهی داغ می‌شود. هر طرف تلاش می‌کند که از زاویه خود به این موضوع نگاه کند و برای آن دلایلی بیاورد. این بحث پس از سقوط جمهوریت که بر اساس دموکراسی غربی و با حمایت مستقیم غربی‌ها در افغانستان ایجاد شده بود، بار دیگر گرم شده است. اداره جمهوریت گذشته پس از تهاجم مستقیم آمریکا به افغانستان و همچنین پس از ویرانی حکومتی که از متن و بطن افغانستان روییده بود، بر مردم افغانستان تحمیل شد.

اساس و بنیاد همان حکومت، دموکراسی غربی و ارزش‌های دموکراسی بود. تمام ادارات، ساختارها، قوانین و محاکم بر بنیاد همین ارزش‌ها ایجاد شدند و برای بقا و پایداری آن، جنگ سخت نظامی، فرهنگی و تبلیغاتی گسترده‌ای در افغانستان به راه انداخته شد. میلیاردها دالر بر آن مصرف شد و خون ده‌ها هزار افغان بر آن ریخته شد، عده‌ای در دفاع از آن خون دادند و عده‌ای در مخالفت با آن. پس از نزدیک به دو دهه کشمکش و مبارزه، این نظام ایستاد بر دموکراسی، ارزش‌ها، ایده‌ها و شانه‌های بیگانه به جز مرگ، بدبختی، فقر، اعتیاد، مهاجرت و هرج و مرج، چیز دیگری برای افغان‌ها به ارمغان نیاورد.

در زیر چتر آن نظام و ساختار که به دست بیگانه، بر مفکوره بیگانه و ارزش‌های بیگانه بنا شده بود، میلیون‌ها افغان بی‌عزت شدند، میلیون‌ها نفر دیگر به مواد مخدر و دیگر بدبختی‌ها معتاد شدند، مشکلات روانی برایشان پیدا شد که برخی از آن‌ها حتی به خودکشی رسیدند، میلیون‌ها نفر دیگر هم مجبور به مهاجرت از کشور شدند، زندگی اجتماعی آن‌ها مختل شد، فساد، دزدی، ظلم‌ها، جنایت‌ها، جرم‌ها و اختلاس‌ها به اوج خود رسید، به دلیل برخورد ارزش‌های بیگانه با ارزش‌های ملی و اسلامی خود، هرج و مرج‌های گسترده‌ای به وجود آمد و همچنین بسیاری از نتایج منفی و تباه کننده دیگر را در پی داشت، اما پس از این کشمکش بیست ساله، این نوع نظام حتی دو هفته هم دوام نیاورد و از هم پاشید. کسی برای آن اشک نریخت، برعکس میلیون‌ها نفر در هنگام نابودی آن سجده شکر به جا آوردند.

این تنها سرنوشت و بقای اداره جمهوری و نظام دموکراتیک گذشته نبود، بلکه پیش از این نیز تحمیل کمونیستی و هر ایده بیگانه و ظالمانه دیگری در این کشور با سرنوشت مشابهی مواجه شده است. این هم در داخل کشور و هم برای کشورهای خارجی و ابرقدرت‌ها ثابت شده است که نظام‌ها و حکومت‌های استوار بر مفکوره‌ها و ارزش‌های بیگانه در افغانستان، اصلاً دوام و پایداری ندارند. جالب‌تر این که اکنون در خارج از کشور، همان مهره‌های آزموده شده نظام‌ها و ساختارهای گذشته، بر اساس همان مفکوره‌ها و ارزش‌ها، طبل بازسازی نظام‌ها و حکومت را می‌کوبند.

اما از خود نمی‌پرسند که وقتی بر اساس همان ارزش‌ها و مفکوره‌های از هم پاشیده نظام و حکومت ساختند، چقدر دوام کرد؟ با وجود میلیاردها دالر هزینه و حمایت خارجی، چرا از هم پاشید؟ آنها از خود نمی‌پرسند که خارج از آن نظام چند افغان راضی بودند؟ چه مقدار بدبختی برای مردم عام آورد؟ چه تعداد انسان بی‌گناه برای آن ارزش‌های بیگانه و اجیر شده قربانی شدند و بلاخره نتیجه چه شد؟ اما آنها هنوز هم مشغول هستند و با کمال بی‌شرمی فریاد تحمیل دوباره همان ارزش‌های منحوس و رانده شده را می‌زنند، آن‌ها از خود این سوال را هم نمی‌پرسند که چه کسی دوباره به آن‌ها اجازه می‌دهد که آن ارزش‌ها را دوباره بر ملت تحمیل کنند!؟

نتیجه این است که حکومت‌ها، نظام‌ها و ساختارهایی که بر شانه‌ها، مفکور‌ه‌ها، ارزش‌ها و فرمایشات بیگانه در افغانستان آمده‌اند، جز بدبختی نتیجه دیگری نداده‌اند و نخواهند داد. در اینجا تنها بقا و پایداری آن نظام‌ها و حکومت‌هایی تضمین شده است که از متن و بطن همین جامعه، در پرتو ارزش‌ها، آداب و رسوم و فرهنگ همین مردم و همین خاک برخاسته باشند. ممکن است این نوع حکومت‌ها بعضی نواقص و مشکلات داشته باشند، اما این مسئولیت همه است که برای حل و رفع این مشکلات و نواقص دست به کار شوند. در غیر این صورت، آوردهٔ بیگانه خودی نمی‌شود و تخت بیگانه تا صبح برای کسی باقی نمی‌ماند.
مطلبی از نشریه هندوکش غږ

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امان الله هوتکی تحلیلگر مسائل سیاسی: جبهه به‌اصطلاح مقاومت، صرفاً گروهی از قاچاقبران، آدم‌ربایان و مقام‌های فاسد پنجشیری است که در دوران جمهوری، اموال مردم را غارت می‌کردند. همین افراد طالبان را قوم‌گرا می‌خوانند، در حالی که تمام تشکیلات خودشان بر پایه تعصب قومی بنا شده است. این گروه تحت نام مقاومت، در واقع جاسوسان بیگانگان هستند.
آرین یون نماینده پیشین پارلمان: زلنسکی دقیقاً به سرنوشتی دچار شده است که ما شدیم. فرمانده اعلی قوای ما، رئیس‌جمهور غنی نیز به ما می‌گفت که هیچ شکی در نیت آمریکا نداشته باشید. پیشنهاد ما این بود که از دامن آمریکا رها شویم و مذاکرات واقعی با طالبان آغاز گردد، اما رئیس‌جمهور تأکید داشت که آمریکا از او حمایت می‌کند...
عبدالسلام ضعیف از بنیانگذاران امارت اسلامی: هر چیزی که می‌تواند باعث نابودی و شکست یک قوم یا جامعه بزرگ شود، اختلاف و نفاق است. پایه‌های وحدت همیشه مستحکم هستند و می‌توانند در برابر هر نوع فشار مقاومت کنند. دشمن همواره راه نفوذ به این چارچوب را در تفرقه جستجو می‌کند تا به هدف خود برسد.
به اوکراین گفتند عضو ناتو شود تا امنیتش را تضمین کنیم. اوکراین که درخواست عضویت داد و جنگ شد، شرق سرزمینش را به روسیه بخشیدند و معادنش را بالا کشیدند، رییس جمهورش را هم با خفت هر چه تمام، از کاخ سفید بیرون انداختند. این یکی از عجیب ترین فریب‌های تاریخ روابط بین‌الملل بود.
همان روزی که ناچار شد امضای خروج خفت‌بار خود از افغانستان را ثبت کند، پس از بیست سال اشغالی که با مقاومتی استوار و تسلیم‌ناپذیر روبه‌رو شد. توافق دوحه فقط یک سند نبود، بلکه گواهی بر شکست بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان در برابر اراده‌ی ملتی بود که سر خم نکرد.
تصویری از مزار شهید سیدحسن نصرالله
قبلی
بعدی
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x