در روزهای اخیر، گمانهزنیها و کنجکاویهای زیادی در مورد برنامه پاکستان برای الحاق دهلیز واخان که ۳۵۰ کیلومتر طول و ۱۳ تا ۶۵ کیلومتر عرض دارد، از افغانستان مطرح شده است.
تحلیلگران پاکستانی مقالاتی دربارهی اهمیت تاریخی، جغرافیایی و راهبردی این دهلیز منتشر کردهاند تا فرصتهای جدیدی را برای یکپارچگی منطقهای و ارتباط با آسیای مرکزی بررسی کنند.
پیشتر، طرح پاکستان برای دسترسی به تاجیکستان از طریق این دهلیز، با مخالفت دولت حامد کرزی روبه رو شد. اسلامآباد پیش بینی کرده بود که اعمال فشار بر طالبان آسانتر خواهد بود، ازاینرو، نیروهای خود را به سرعت به دهلیز واخان اعزام کرد تا ستونهایی را با نوشتهی «پاکستان ۲۰۲۱» در این منطقه نصب کنند.
همزمان، در جولای ۲۰۲۲، مقامات پاکستانی با مقامات دوشنبه تماس گرفتند و پیشنهاد دسترسی به تاجیکستان از طریق دهلیز واخان را مطرح کردند.
عبدالکریم خرم، مشاور پیشین کرزی، نخستین کسی بود که طالبان را از این نقشهی شوم پاکستان آگاه ساخت.
طالبان که از این اقدام خشمگین شده بود، فوراً نیروهای خود را اعزام کرد تا ستونهای نصبشده را تخریب کنند. امتناع طالبان از واگذاری حتی یک وجب از این منطقه به پاکستان، موجب بروز جنجالهایی شده است.
مقامات پاکستانی از آن زمان تاکنون تهدید کردهاند که اگر افغانستان به حملات تروریستی علیه پاکستان ادامه دهد، این دهلیز را تصرف خواهند کرد. حملات هوایی پاکستان به پناهگاههای تحریک طالبان پاکستان (TTP) در افغانستان و سفر ژنرال عاصم مالک، رئیس سازمان استخبارات ارتش پاکستان (ISI)، به تاجیکستان در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۴، این گمانه را تقویت کرده است که پاکستان به دنبال اشغال این منطقه است.
پاکستان و رؤیای توسعه طلبی در دهلیز واخان
به نظر میرسد که بسیاری از پاکستانیها همچنان دچار توهمات امپریالیستی هستند. آنان معتقدند که این باریکه ی ۳۵۰ کیلومتری زمانی بخشی از هند بریتانیا بوده و به عنوان یک منطقهی حائل ایجاد شده بود که اکنون دیگر اهمیت سابق را ندارد؛ پس چرا آن را تصرف نکنند؟
آنها چنین استدلال میکنند که از آنجا که افغانستان خط دیورند را به رسمیت نمیشناسد، گسترش مرزها به سمت شمال میتواند برای پاکستان مزیت بیشتری داشته باشد. آنها معتقدند که اکنون بهترین زمان برای اشغال واخان است، چراکه جهان درگیر بحرانهای خاورمیانه و اوکراین می باشد.
آنها چندین نمونهی اخیر را نیز مطرح کردهاند: اشغال شمال سوریه توسط ترکیه، اشغال غزه توسط اسرائیل، الحاق کریمه توسط روسیه و همچنین برنامه ی جدید دونالد ترامپ برای بازگشت به «دکترین جدید مونرو» بهمنظور تصرف پاناما، خرید گرینلند و اتحاد با کانادا. پاکستانیها بر این باورند که چون هنوز هیچ کشوری حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته است، اکنون بهترین فرصت برای اقدام است.
ریشههای تاریخی سیاست پاکستان در قبال افغانستان
پاکستان سابقهی طولانی در تلاش برای دستیابی به عمق استراتژیک در افغانستان دارد. در اواخر دههی ۱۹۸۰، ضیاءالحق، رئیسجمهور وقت پاکستان، با حمایت آمریکا و عربستان، بیش از ۸ میلیارد دالر در جنگ افغانستان هزینه کرد تا ملیگرایی افغانها را با یک نسخه ی پاکستانی از ارزشهای اسلامی جایگزین کند.
عملیات مخفیانهی آی اس آی، افغانستان را به مرکز پرورش تروریستها تبدیل کرد و باعث آوارگی بیش از نیمی از جمعیت کشور شد، درحالیکه حدود یکسوم جمعیت جان خود را از دست دادند.
جهان در آن زمان نسبت به اقدامات پاکستان ساده لوحانه رفتار کرد، اما اکنون طرحهای فریبکارانه ی اسلامآباد آشکار شده است.
پاکستانیها همیشه با یک دست در پی دوستی و با دست دیگر به دنبال ایجاد تنش هستند. درحالیکه دیپلماتهای این کشور ادعا میکنند که تصرف دهلیز واخان برای جلوگیری از گسترش جهادگرایان از افغانستان به چین، پاکستان، تاجیکستان و آسیای مرکزی ضروری است، اما واقعیت این است که پاکستان همواره از تروریسم بهعنوان ابزاری برای پیشبرد منافع امنیتی خود در منطقه استفاده کرده است.
نقش استخبارات پاکستان در مدیریت تروریسم منطقه ای
آی اس آی همچنان استادانه از مدیریت تروریسم برای ایجاد هراس در میان همسایگان خود بهره میبرد. پس از خروج آمریکا از افغانستان، این سازمان بازی جدیدی را با تروریسم آغاز کرده است و با ترساندن همسایگان از خطر گروههای تروریستی، اهداف خود را پیش میبرد.
آی اس آی از تروریسم بهعنوان ابزاری برای بازدارندگی و اعمال فشار بر دولتهای آسیای مرکزی استفاده میکند. بهعنوان مثال، برای ترساندن تاجیکستان، جهادگرایان داعش شاخه خراسان (ISKP)، جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM) و دیگر گروههای افراطگرا را از وزیرستان پاکستان به شمال افغانستان و مرزهای تاجیکستان منتقل کرده است.
در همین راستا، خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، به دوشنبه سفر کرد تا دربارهی همکاریهای امنیتی با تاجیکستان مذاکره کند.
ابعاد ژئوپلیتیکی دهلیز واخان
پاکستان تصرف دهلیز واخان را در راهبردهای کلان خود گنجانده است، ازجمله:
- گسترش پروژهی کریدور اقتصادی چین – پاکستان (CPEC)
- تقویت پروژهی کمربند و جادهی چین (BRI)
- توسعه ی نفوذ در آسیای مرکزی
- ایجاد مانع در مسیر دسترسی هند به منطقه
با این حال، برای کشوری ورشکسته مثل پاکستان، ایدهی تصرف دهلیز واخان با نیروی نظامی، جاه طلبانه و غیرواقع بینانه به نظر میرسد. پاکستان خود در اشغال غیرقانونی پشتونستان و بلوچستان است که در واقع، قلمرو افغانستان محسوب میشوند.
طالبان هنگام تخریب ستونهای نصبشده توسط پاکستان، از سوی مردم محلی مورد تشویق قرار گرفت. برخی از روستاییان پاکستانی در واکنش به این اقدام، ارتش پاکستان را به سخره گرفته و گفتند: «وقتی پاکستان نمیتواند از گلگت-بلتستان دفاع کند که قبلاً بخشهایی از آن را به چین فروخته، چگونه میتواند ادعای تصرف دهلیز واخان را داشته باشد؟»
نقش چین و هند در معادلات واخان
چین که ۷۴ کیلومتر مرز مشترک با دهلیز واخان دارد، آیا به پاکستان اجازهی مداخلهی نظامی خواهد داد؟
طالبان جادهای را از دهلیز واخان به مرز چین ساخته است. با این حال، چین این منطقه را از منظر امنیتی مینگرد و یک پایگاه نظامی نزدیک شهر تاجیکی شایماک دارد که تنها ۳۰ کیلومتر با مرز چین فاصله دارد. درصورتیکه تاجیکستان بخواهد با پاکستان همکاری کند، ممکن است خود را درگیر بیثباتی کند.
موضع هند در برابر تحولات واخان
واخان احتمالاً به بازی جدید پاکستان تبدیل خواهد شد که میتواند عواقب پیشبینینشدهای داشته باشد.
گلگت-بلتستان که در همسایگی دهلیز واخان قرار دارد، متعلق به هند است؛ ازاینرو، دهلینو نمیتواند نظارهگر این تحولات باشد. هند باید مشروعیت معاهدهی دیورند را که در سال ۱۹۹۳ منقضی شد، زیر سوال ببرد و برای عدم شناسایی این مرز، با طالبان تعامل کند.
جمعبندی: جاهطلبی پاکستان در دهلیز واخان و پیامدهای آن
پاکستان در سالهای اخیر تلاش کرده دهلیز واخان را که منطقهای استراتژیک میان افغانستان، تاجیکستان و چین است، به خاک خود الحاق کند. این کشور پیش تر ستونهایی را در این منطقه نصب کرده بود، اما با واکنش قاطع طالبان روبه رو شد و طرحش ناکام ماند.
پاکستان این اقدام را با توجیه جلوگیری از گسترش جهادگرایان به آسیای مرکزی و چین مطرح میکند، اما در واقع از تروریسم بهعنوان ابزاری برای اعمال نفوذ در منطقه استفاده کرده و با حمایت از گروههای افراطی، فشار بر همسایگان خود را افزایش داده است.
از منظر ژئوپلیتیکی، تصرف دهلیز واخان برای پاکستان بهمنظور گسترش پروژههای دالان اقتصادی پاکستان–چین CPEC و BRI چین، تقویت نفوذ در آسیای مرکزی و جلوگیری از دسترسی هند به این منطقه، اهمیت راهبردی دارد. بااینحال، ناتوانی اقتصادی، بیثباتی داخلی و فساد گسترده در ارتش، جاهطلبیهای پاکستان را با چالش جدی مواجه کرده است.
نقش بازیگران منطقهای نیز در این تحولات مهم است:
- چین به دلیل ملاحظات امنیتی در منطقه، موضعی محتاطانه اتخاذ کرده است.
- تاجیکستان در صورت همکاری با پاکستان، ممکن است به ورطه بیثباتی کشیده شود.
- هند با درنظرگرفتن تحولات اخیر، ممکن است مشروعیت خط دیورند را به چالش بکشد و سیاست جدیدی را در قبال افغانستان در پیش بگیرد.
در مجموع، طرح پاکستان برای تصرف دهلیز واخان در شرایط کنونی، بیش از آنکه یک اقدام عملی باشد، یک خیال پردازی سیاسی به نظر میرسد که میتواند پیامدهای پیشبینی نشدهای برای ثبات منطقه داشته باشد.
مطلبی از نشریه چاناکیا فوریم، با نویسندگی فونچوک استوبدان