رئیسجمهور ایالات متحده دونالد ترامپ، در دوره اول ریاستجمهوری خود به دنبال جلب رضایت رهبران طالبان و دعوت آنها به کمپ دیوید بود. اما پس از انفجار خودرویی که منجر به کشته شدن ۱۲ نفر، از جمله یک سرباز آمریکایی شد، این مذاکرات صلح را لغو کرد. از آن حادثه به بعد در سپتامبر ۲۰۱۹، طالبان و واشنگتن تعاملات گستردهای داشتهاند.
توافق دوحه و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، نشانههای این تعاملات هستند. ایالات متحده از زمان حمله تا خروج، اهداف خود را تغییر میداد. با این حال، در ۱۶ اگست ۲۰۲۱، جو بایدن، رئیسجمهور وقت آمریکا، بیانیهای صادر کرد که میتوان آن را مبنایی برای به رسمیت شناختن طالبان دانست:
“ماموریت ما در افغانستان هرگز نباید ملتسازی میبود. هرگز قرار نبود یک دموکراسی یکپارچه و متمرکز ایجاد کنیم. تنها منافع حیاتی ما در افغانستان همان چیزی است که همیشه بوده: جلوگیری از حمله تروریستی به خاک آمریکا.”
اکنون که ترامپ دوباره به کاخ سفید بازگشته، هنوز استراتژی مشخصی برای افغانستان ارائه نکرده است. تاکنون، یا دولت بایدن را بابت خروج “فاجعهبار” از افغانستان سرزنش کرده یا به این افتخار کرده که اگر او در قدرت بود، پایگاه هوایی بگرام را از دست نمیداد؛ جایی که به گفته او اکنون تحت کنترل چین است. این موضعگیری نشان میدهد که ترامپ همچنان تحولات افغانستان را از نزدیک دنبال میکند. پیشتر، در یک کنفرانس خبری قبل از مراسم تحلیف، ترامپ گفته بود که خروج را به شیوهای متفاوت انجام میداد:
“ما با عزت و قدرت از افغانستان خارج میشدیم، نه اینکه مثل یک مشت احمق با ۱۳ کشته و تعداد زیادی مجروح وحشتناک و شدید. کسی درباره آنها صحبت نمیکند. کسی درباره آنها حرفی نمیزند. شیوهای که آنها خارج شدند، فاجعه بود، میلیاردها دالر تجهیزات نظامی نو که من خریده بودم، در دست افغانها، بهویژه طالبان باقی ماند.”
ترامپ همچنین برای کمکهای مالی به افغانستان شروطی تعیین کرده است: “اگر ما قرار است سالانه میلیاردها دالر بپردازیم، باید به آنها بگوییم که این پول را دریافت نخواهند کرد، مگر اینکه تجهیزات نظامی ما را پس بدهند.”
اما آیا پس از سه سال خروج از یک کشور جنگزده، بازپسگیری تمام تجهیزات برای آمریکا واقعبینانه است؟ ترامپ باید سلف خود را به خاطر جا گذاشتن “۷ میلیارد دالر” تجهیزات نظامی از جمله هواپیما، مهمات، وسایل نقلیه نظامی و دیگر تجهیزات، سرزنش کند.
طالبان که ترامپ را بهخوبی میشناسند، سعی دارند کارتهای خود را هوشمندانه بازی کنند. به عنوان مثال، آنها یک روز قبل از پایان دولت بایدن، دو زندانی آمریکایی، رایان کوربت و ویلیام مک کنتی را آزاد کردند، اما تا زمانی که خان محمد، که به جرم قاچاق مواد مخدر و افراطگرایی در کالیفرنیا به حبس ابد محکوم شده بود، به کابل نرسید، این آزادی را به تعویق انداختند.
این اقدام نشان داد که طالبان قصد داشتند آزادی این دو شهروند آمریکایی را بهعنوان دستاوردی برای ترامپ جلوه دهند و همزمان ارتباط خود را با دولت جمهوریخواهان از نو برقرار کنند. با این حال، عجیب بود که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از این فرصت استفاده نکرد. در عوض، او گفت:
“گزارشهایی به دست ما رسیده که نشان میدهد طالبان گروگانهای آمریکایی بیشتری را در اختیار دارد. اگر این درست باشد، بلافاصله یک جایزه بزرگ برای سران طالبان تعیین خواهیم کرد – شاید حتی بزرگتر از آنچه برای بن لادن تعیین کرده بودیم.”
این تهدید مستقیم، واکنش متقابل طالبان را در پی داشت. سهیل شاهین، سفیر طالبان در قطر، در پاسخ گفت: “مبارزه (جهاد) ملت افغان در دهههای اخیر در برابر فشار و تجاوز، درسی است که همه باید از آن بیاموزند.”
دولت ترامپ همچنین از یک تحول مهم دیگر در افغانستان غافل شد. یک روز قبل از تحلیف ترامپ، عباس استانکزی، معاون وزیر خارجه طالبان، رهبر عالی این گروه، ملا هیبتالله آخندزاده را به دلیل تحمیل تفسیر شخصی خود از شریعت، مورد انتقاد قرار داد.
استانکزی در یک مراسم فارغالتحصیلی در ولایت خوست گفت: “ما از رهبری امارت اسلامی (طالبان) میخواهیم که آموزش را برای همه فراهم کند. هیچ توجیهی برای محرومیت از تحصیل وجود ندارد، همانطور که در گذشته هم وجود نداشت و نباید هم وجود داشته باشد.”
حتی در یک نظام دموکراتیک، یک وزیر ممکن است دو بار اندیشه کند قبل از اینکه چنین اظهاراتی درباره رئیسجمهور یا نخستوزیر کشورش بیان کند. اما استانکزی مستقیماً رهبر عالی طالبان را به چالش کشید. او همچنین از حقوق زنان دفاع کرد و گفت:
“امروز ما در حق ۲۰ میلیون نفر از جمعیت ۴۰ میلیونی افغانستان ظلم میکنیم. ما تمام حقوق آنها را با بستن درهای مکاتب و دانشگاهها، دادن آنها بهعنوان غرامت در منازعات شخصی و جلوگیری از انتخاب همسرشان، از بین بردهایم.”
استانکزی همچنین خواستار روابط بهتر با غرب، از جمله آمریکا، شد و گفت: “امیدواریم که او (ترامپ) گامهای مثبتی بردارد. ما نیز گام خواهیم برداشت، انشاءالله! ما میخواهیم روابط خوبی با جامعه بینالمللی و کشورهای غربی داشته باشیم.”
آیا سخنان یک مقام نسبتاً میانه رو طالبان مانند استانکزی نادیده گرفته خواهد شد؟ بسیاری، از جمله الیزابت ترلکلد و الیزابت زازیکی، محققان ارشد مرکز استیمسون، معتقدند که دولت ترامپ یک استراتژی مستقل برای آسیای جنوبی تدوین خواهد کرد. آنها میگویند:
“این استراتژی، سیاستی سطح بالا را برای تمام کشورهای منطقه، از جمله پاکستان و افغانستان، ارائه خواهد داد.”
با این حال، در حال حاضر، هیچ برنامهای روی میز وجود ندارد. کاخ سفید نه تنها طالبان را دشمن می داند، بلکه کسانی را که طی ۲۰ سال گذشته با آنها همکاری داشتند نیز نادیده گرفته است. خطرناک تر از همه، دولت ترامپ تصمیمگیری درباره درخواستهای پناهندگی افغانها را متوقف کرده و کمکهای خارجی را تعلیق کرده است.
شان وندایور، بنیانگذار سازمان افغان ایوک AfghanEvac که به تخلیه افغانهای در معرض خطر کمک میکند، میگوید این اقدام ممکن است برای برخی از آسیبپذیرترین پناهجویان به منزله صدور حکم مرگ باشد. او تخمین میزند که تنها در پاکستان، ۱۰ تا ۱۵ هزار افغان در انتظار اسکان در آمریکا هستند.
به گفته وندایور، “اینکه این افغانها در کشورهایی مانند پاکستان، قطر یا آلبانی رها شوند، نه تنها زندگی آنها را در معرض خطر قرار میدهد، بلکه این تصور را ایجاد میکند که واشنگتن آنها را مانند دستمال کاغذی استفاده و دور انداخته است.”
در مجموع، دولت ترامپ میتواند در برابر طالبان سختگیر باشد، اما باید به این نکته توجه کند که شرایط طی سالهای اخیر تغییر کرده است. یک سیاست سختگیرانه تر، تنها فضای بیشتری برای کشورهای همسایه در افغانستان ایجاد خواهد کرد. بعید است که یک رئیسجمهور طرفدار شعار “به آمریکا را دوباره عظمت ببخشیم” مانند ترامپ، اجازه دهد چنین اتفاقی رخ دهد.
جمعبندی
دولت ترامپ، در دوره دوم خود، هنوز استراتژی مشخصی برای افغانستان ارائه نکرده است. در حالی که ترامپ خروج بایدن از افغانستان را “فاجعهبار” توصیف میکند، طالبان با حرکاتی هوشمندانه، از جمله آزادی زندانیان آمریکایی، به دنبال ایجاد ارتباط با دولت جدید آمریکا هستند.
در داخل افغانستان، برخی مقامات طالبان، مانند شیر عباس استانکزی، بهطور بیسابقهای رهبر عالی این گروه را به چالش کشیده و بر لزوم آموزش زنان و برقراری روابط بهتر با غرب تأکید کردهاند. اما دولت ترامپ، علاوه بر ایجاد تنش با طالبان، سیاستهای سختگیرانهای علیه پناهجویان افغان اتخاذ کرده و کمکهای خارجی را متوقف کرده است.
این رویکرد میتواند باعث تقویت نفوذ چین، روسیه و ایران در افغانستان شود. در نهایت، ترامپ ممکن است سیاست سختگیرانه ای در قبال طالبان اتخاذ کند، اما باید در نظر داشته باشد که شرایط افغانستان و منطقه تغییر کرده و اتخاذ رویکردی واقع بینانه ضروری است.
مطلبی از نشریه جی ئو تی وی